پاداششان مىدهيم . هنگامى كه قرآن بخوانى ، از شيطان رجيم ، به خدا پناه ببر . او را بر مردمى كه ايمان آورد ، بر خدا توكل مىكنند ، تسلطى نيست . تنها بر كسانى تسلط دارد كه او را دوست دارند و كسانى كه براى خدا شريك قرار مىدهند .
قرائت :
و لنجزينهم : ابو جعفر و ابن كثير و عاصم به نون و ديگران به ياء خواندهاند .
قرائت ياء بمناسبت جملهء و ما عند اللَّه باق است .
لغت :
نفاد : فنا . در حديث است كه :
ان نافدتهم نافدوك
يعنى اگر بخواهى دليل آنها را باطل كنى و بشكنى ، آنها نيز همين معامله را با تو خواهند كرد .
باقى : چيزى كه دوام و استمرار دارد . ضد آن « فانى » است .
در اينكه : آيا باقى چگونه بقا پيدا مىكند ؟ ميان متكلمان ، اختلاف است .
بلخى گويد : به بقاء ، باقى مىماند ، بنا بر اين احتياج به يك معناى زايد دارد .
لكن عقيدهء اكثر متكلمان اين است كه احتياج به معناى زايد ندارد ، بقا يعنى استمرار وجود و باقى چيزى است كه ذاتاً « مستمر الوجود است » .
استعاذه : طلب پناهگاه . خداوند ، پناهگاه كسانى است كه به او پناه برند و استعاذه كنند . زنى به پيامبر عرض كرد : « از تو به خدا پناه مىبرم » حضرت فرمود : به پناهگاه ، پناه بردى ، به اهلت ملحق شو » .
سلطان : اين كلمه از « تسلط » يعنى قهر و غلبه است . علت اينكه : دليل را « سلطان » گويند ، اين است كه : خصم بوسيلهء دليل مغلوب مىشود . برخى گويند : اين كلمه از « سليط » يعنى روغن زيتون ، گرفته شده است ، بنا بر اين علت اينكه : دليل را « سلطان » گويند ، اين است كه : همچون روغن زيتون ، روشنى بخش تاريكيهاى مشكلات است . در حديث ، از ابن عباس است كه : « ارايت علياً و كان عينيه سراجاً سليط » يعنى :
آيا على را ديدى كه گويا چشمانش دو چراغى بود كه با روغن زيتون شعله مىزد ؟ !