بخوانيد ، بجا و صحيح است .
« ما » در اينجا زايده است . مثل
عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ
( مؤمنون 40 ) برخى گويند : يعنى « اى شىء » تكرار آن با « اى » بخاطر اختلاف لفظى است .
حرف « او » در آيه به معناى اباحه و تخيير است . يعنى هر كدام از نام « رحمان » و « رحيم » را بخوانيد ، رواست . زيرا اسماى الهى ، از صفات و كارهايى نيكو خبر مىدهند . اين اسماء بر دو قسمند : اسماى صفات ذات و اسماى افعال ذات .
دستهء اول مثل : قادر ، عالم ، حى ، سميع ، و بصير و قديم . دستهء دوم مثل : خالق ، رازق ، محسن ، مجمل ، منعم ، رحمان و رحيم . دستهاى از اسماء ، حاكى از معانى نيكويى هستند . مثل : صمد ، معبود و مشكور . مقصود از اين اسماء اين نيست كه خداوند متعال داراى صفت صمديت و عبادت و شكر است . اينها صفات ذاتند و نه صفات افعال . در حقيقت ، بازگشت اينها به كارهاى مردم است . اين مردمند كه در وقت نياز و گرفتارى قصد بارگاه با عظمت خداوندى مىكنند و از ذات بىنياز او كمك مىخواهند . ( معناى صمد ) و اين مردمند كه خدا را عبادت و شكر مىكنند . بنا بر اين اگر خدا را « صمد ، معبود و مشكور » مىنامند بخاطر توجه مردم ، در وقت نيازمندى و عبادت و شكر آنهاست . « 1 » در اين آيه ، خداوند متعال به يگانگى خود اشاره كرده ، مىفرمايد : اختلاف صفات و اسماء ، با يكتايى او مخالف نيست .
دلالت آيه :
از اين آيه استفاده مىشود كه : اسم با صاحب اسم يكى است . همچنين مستحبّ است كه انسان در موقع دعا و خواستن حاجت ، اسماى نيكوى خدا را بر زبان آورد .
همچنين از آيه استفاده مىشود كه : خداوند ، كارهاى زشت ، از قبيل ستم و . . . را انجام
هامش
( 1 ) - مؤلف بزرگوار ، « صمد » را به معناى كسى كه در موقع نيازمندى به او توجه مىكنند ، گرفته و بنا بر اين از رديف صفات ذات و صفات افعال . آن را خارج كرده است . لكن اگر صمد را به معناى كامل و بىنياز و خلل ناپذير بگيريم ، در اين صورت ، جزء صفات ذات خواهد بود .