ندارد تا نيازمند باشد ، زيرا او « رب الارباب » است .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
: و او را در پادشاهى شريكى نيست ، تا عاجز و محتاج باشد ، زيرا عجز و احتياج ، شايستهء خدا نيست .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
: دوست و هم پيمانى ندارد كه در سختىها و گرفتاريها او را كمك كند ، زيرا آدم ضعيف ، بكمك دوست احتياج دارد و خدا ضعيف نيست .
مجاهد گويد : يعنى او ناتوان نيست كه به ديگران محتاج باشد و بوسيلهء آنها كسب عزت كند . او قادر است و معبودهاى ديگر ذليل و ناتوانند .
برخى گويند : در ميان مردم ذليل او را دوستى نيست ، زيرا مردم كافر و فاسق ، دوست خدا نيستند .
وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً
: خدا را آن طور تعظيم كن كه در خور مقامش باشد .
از ابن عباس و مجاهد و سعيد بن جبير روايت شده است كه پيامبر ، اين آيه و آيهء قبل از آن را به خانوادهء خود ياد مىداد .
محمد بن كعب قرظى گويد : اين آيه ، رد است بر يهود و نصارى كه مىگفتند :
خداوند داراى فرزند است و همچنين رد است بر مشركين عرب كه مىگفتند : خدايا اجابت كرديم . ترا شريكى نيست ، جز شريكى كه مخصوص تست و همچنين رد است بر صابئين و مجوس كه مىگفتند : اگر اولياى خدا نبودند ، خدا ذليل و ناتوان بود .
پرسش :
حمد ، در برابر كارهاى پسنديدهء خداست . چرا در اين آيه ، خدا را بايد بخاطر نداشتن فرزند و شريك ، حمد كرد ؟ ! پاسخ :
در اين آيه ، حمد در برابر نداشتن فرزند و شريك نيست ، بلكه بخاطر كارهاى نيكوى اوست . يعنى : كسى را حمد كنيد كه بىشريك و بىفرزند است . مثل اينكه گفته شود : « انا اشكر فلاناً الجميل » مقصود نيست كه او را بخاطر جمالش شكر مىكنم . بلكه مقصود اين است كه : او را كه صاحب جمال است ، بخاطر كارهاى نيكويش شكر مىكنم .