سپس مىفرمايد :
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ
: به اين كافران بگو : اگر شما مالك خزانههاى روزى پروردگار بوديد ، از ترس فقر و تهيدستى از انفاق آن خوددارى مىكرديد . اين معنى از ابن عباس و قتاده است .
برخى گويند : يعنى اگر شما مالك نعمتهاى پروردگار بوديد ، زيرا خداوند را خزانهاى نيست كه رحمت خود را در آنجا ذخيره كند . آن گاه از آنجا خارج سازد .
اين كارها از مردم است .
وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
: ابن عباس و قتاده گويند : يعنى انسان بخيل است .
اين آيه پاسخ اين است كه : مىگفتند : هرگز ايمان نمىآوريم ، جز اينكه از زمين چشمهاى ظاهر سازى .
ظاهر اين است كه اين جمله ، عموم است . يعنى همهء انسانها بخيلند ، حال آنكه مىبينيم برخى از انسانها بخيل نيستند . لكن از آنجا كه اكثر انسانها بخيل هستند ، جايز است كه جانب اكثر را غلبه دهيم و بگوييم : همهء انسانها بخيلند .
علاوه بر آن ، انسان هر اندازه هم بخشنده و سخى باشد ، بخشش او در برابر بخشش خداوند ناچيز و سخاوت او بخل است ، زيرا انسان ، چيزى را مىبخشد كه مورد احتياجش نباشد . اما آنچه كه مورد احتياجش هست ، براى خود نگه مىدارد و از بخشش آن خوددارى مىكند ولى خداوند احتياجى ندارد ، بنا بر اين نعمتهاى خود را به مطيع و عاصى مىبخشد و ترسى از احتياج و فقر ندارد .