آيا نمىدانند كه آفريدگار آسمانها و زمين قادر است كه مثل آنها را خلق كند ؟ زيرا كسى كه قادر بر چيزى باشد ، مثل و نظير آن را هم مىتواند خلق كند . البته ، اين در صورتى است كه آن چيز ، داراى مثل و شبيهى از جنس خود باشد . هر گاه بتواند مثل آنها را خلق كند ، قادر است كه خود آنها را هم بازگرداند . زيرا باز گرداندن از انشاء ، آسانتر است .
برخى گويند : يعنى قادر است كه دوباره آنها را خلق كند و منظور از مثل آنها ، خود آنهاست ، زيرا مثل هر چيزى با آن چيز بيك حال و برابر است . بدين ترتيب چه مانعى دارد كه : مثل چيز ، بگويند و خود آن چيز را اراده كنند . مثل « مثلك لا يفعل » يعنى : تو چنين كارى نمىكنى و مثل :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
يعنى : هيچ چيز ، مثل خدا نيست .
در اينجا اين قسمت را تمام كرده ، مىفرمايد :
وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيهِ
: براى باز گرداندن آنها مدتى قرار داده است كه در بارهء آن ترديدى نيست و حتماً وقوع پيدا مىكند .
برخى گويند : يعنى براى آنها مدتى معين كرده است كه در بارهء آن بينديشند و دريابند كه هر كس قادر بر خلق چيزى باشد ، بر بازگرداندن و زنده كردن آن نيز قادر است .
برخى گويند : يعنى براى آنها مدتى قرار داده است كه زندگى كنند . همين كه اين مدت سپرى شد ، مىميرند .
فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً
: ولى مردمى كه به خود ستم كرده و با معصيت ، حق خود را ضايع ساختهاند ، كارى جز انكار آيات و نعمتهاى خدا ندارند .
دلالت آيه :
از اين آيه بر مىآيد كه هر گاه كسى قادر بر چيزى باشد ، قادر بر مثل آن نيز هست . در صورتى كه مثل داشته باشد . همچنين برمىآيد كه بر ضد آن نيز قادر است . همچنين دلالت دارد بر اينكه مىتواند آن چيز را پس از مرگ ، زنده سازد .
در صورتى كه قابل زنده كردن باشد .