ممكن است مقصود اين باشد كه : قرآن پليدى باطنى آنها را آشكار مىكند و پرده از روى مكرها و نيرنگهاى آنها نسبت به پيامبر برمىدارد و آنها را رسوا مىكند .
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ
: هنگامى كه به انسان نعمت ببخشيم ، از ياد ما اعراض مىكند ، بطورى كه گويى بدرگاه ما دعا و استغاثه نكرده است و از انجام وظائف و اداى حقوقى كه در برابر نعمتهاى ما به عهده دارد ، خود را دور مىسازد و سپاسگزارى نمىكند . چنان كه از نعمت قرآن نيز اعراض مىكند .
مجاهد گويد : يعنى از ما دور مىشود ، بنا بر اين ، مقصود اين است كه دچار كبر و خودپسندى مىشود ، زيرا آدم خودپسند ، از مردم فاصله مىگيرد .
وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً
: اما همين كه دچار محنت و تهيدستى شد ، بىصبرى مىكند و دچار نوميدى مىشود . در حالى كه مؤمن ، چنين نيست و همواره در اميدوارى و نشاط است ، بنا بر اين ، آيه مخصوص مردم غير مؤمن است ، اگر چه ظاهر آن عموميت دارد .
علت اينكه بيماريها و بلاها را شر ناميده ، اين است كه : اينها از نظر كافر ، شرند ، زيرا كافر در برابر آنها اميد پاداش و عوض ندارد و بعلاوه ، طبيعت انسان از آنها متنفر است . و الا ، بيماريها و بلا در حقيقت ، صلاح و حكمت و نيكويند .
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
: اى محمد ، به آنها بگو : مؤمن و كافر . طبق طبيعت و خوى و منش خود رفتار مىكنند . اين معنى از ابن عباس است . فراء و زجاج گويند :
يعنى هر كسى طبق روش و عادت خود ، رفتار مىكند . جبائى گويد : يعنى هر كسى كارى مىكند كه به نظرش پسنديدهتر و با حق همانندتر است . از اين جهت است كه مىفرمايد :
فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا
: ولى خداوند داناتر است كه كداميك اهل هدايت و كداميك ، گرفتار گمراهى است . برخى گويند : يعنى خدا بهتر مىداند كه كى به راه بهتر و نيكوتر است .
برخى از ارباب ادب گويند : اين آيه ، اميدوار كنندهترين آيات قرآنى است ، زيرا آنچه بكرم او لا يقتر است ، عفو است ، بنا بر اين مردم را عفو مىكند .