وجه دو قرائت ديگر ، امالهء فتحه به كسره است .
لغت :
شاكله : طريقه و مذهب . مىگويند : « هذا طريق ذو شواكل » اين است راهى كه از آن راهها منشعب مىشود .
مقصود :
اكنون ، در بارهء قرآن كريم مىفرمايد :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
: قرآن از چند جهت ، براى مردم شفاست :
1 - با راهنمايىهاى خود كورى جهل و حيرت شك ، را زايل مىسازد .
2 - داراى چنان نظم و تأليف و فصاحتى اعجاز آميز است كه راستى مدعاى پيامبر را اثبات مىكند ، از اين جهت ، مردم را از بيمارى جهل و شك و كوردلى در راه دين ، شفا مىبخشد .
3 - قرآن وسيلهاى است كه به آن تبرك مىجويند و براى رفع بيماريها قرائت مىكنند و خداوند بوسيلهء قرآن ، به مقتضاى مصلحت خود ، بسيارى از زيانها و امور ناپسند را از مردم دور مىسازد .
4 - قرآن مشتمل است بر دلائل توحيد و عدالت و احكام دين و پندها و اندرزها و ضرب المثلها ، بنا بر اين شفاى دردهاى دنيوى و اخروى مردم است .
اينكه مىگويد : براى مؤمنين ، رحمت است ، يعنى : نعمت است . علت اينكه شفا و رحمت بودن قرآن را به مؤمنان اختصاص مىدهد ، اين است كه فقط آنها هستند كه از قرآن بهرهمند مىگردند .
وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
: مردم ستمكار ، بوسيلهء قرآن ، نه تنها بهرهاى نمىبرند ، بلكه بر زيانكارى آنها افزوده مىشود . آنها سزاوار پاداش نمىشوند ، بلكه لايق كيفر مىگردند ، زيرا كافرند و در بارهء قرآن ، فكر نمىكنند . نظير :
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
( نوح 6 : دعوت من جز بر فرار آنها نيفزود ) .