آن چشمش را مىمالد .
غسق : تاريكى شب .
التهجد : بيدار ماندن . هجود ، يعنى : خواب . تهجيد : به خواب كردن .
لبيد گويد :
قلت هجدنا و قد طال السرى * و قدرنا ان خنا الدهر غفل
يعنى : گفتم بخواب كرديم او را و شب روى طول كشيد و اگر آفت روزگار ، دست از ما بدارد ، ما قدرت داريم . مبرد گويد : تهجد ، يعنى بيدار ماندن براى نماز يا به ياد خدا .
نافله : نفل ، غنيمت .
اعراب :
قُرْآنَ الْفَجْرِ
: منصوب ، به تقدير « و اقم قرآن الفجر » .
نافله : حال .
مقصود :
اكنون پس از اقامهء دلائل و بيان وعد و وعيد ، به اقامهء نماز امر مىكند . در اينجا اگر چه خطاب به پيامبر است ، اما منظور عموم است . مىفرمايد :
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ
: مفسران قرآن كريم در بارهء « دلوك شمس » اختلاف دارند .
ابن عباس ، ابن عمر ، ابو العاليه ، حسن ، شعبى ، عطا ، مجاهد و قتاده گويند :
مقصود هنگام ظهر است . از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) نيز چنين روايت شده است .
لِدُلُوكِ الشَّمْسِ
يعنى « عند دلوك الشمس » يعنى : نزد زوال خورشيد تا فرا رسيدن تاريكى شب ، نماز را بپاى دار .
نخعى ، ضحاك و سدى گويند : مقصود ، غروب خورشيد است ، بنا بر اين مقصود ، نماز مغرب است . اين مطلب از ابن مسعود و ابن عباس نيز نقل شده است .
قول اول ، بهتر است ، زيرا در اين صورت ، آيهء شريفه ، شامل نمازهاى پنجگانه