و نقير در پشت هسته و قطمير پوست هستهء خورما است .
خداوند ، دادن كتاب بدست راست را نشان خشنودى و نجات و دادن كتاب بدست چپ از پشت سر را نشان خشم و هلاك ، قرار داده است .
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
: در بارهء معناى آن نيز اقوالى است :
1 - ابن عباس گويد : اين جمله اشاره به نعمتهايى است كه ذكر آنها گذشت .
يعنى : هر كس نسبت به اين نعمتهاى عبرت آموز و حكمت آميز ، كور است ، نسبت به نعمتهاى آخرت ، كه از او غايبند ، كورتر خواهد بود .
2 - اين آيه ، اشاره بدنياست . يعنى : هر كس در اين جهان از ديدن آيات خدا نابينا و از راه حق ، گمراه و از دين ، دور باشد ، در آخرت ، گمراهتر و از بهشت دور تر و از پاسخ سؤالات ، ناتوانتر خواهد بود ، زيرا هر كس در دنيا از شناسايى خدا ، گمراه باشد ، در آخرت مبهوت است و براى تبرئهء خود دليلى ندارد . بنا بر اين « اعمى » اول ، اسم و دوم فعل است . اين قول ، از ابن عباس ، مجاهد و قتاده است .
3 - ابو مسلم گويد : يعنى هر كس در اين جهان كوردل است ، در آخرت با چشم نابينا محشور مىشود و اين عقوبت گمراهى او در دنياست . مثل :
وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
( طه 124 : روز قيامت ، او را كور محشور مىكنيم ) معناى :
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
( ق 22 : امروز چشم تو تيز است ) اين است كه : معرفت شخص در آن روز قوى و عارف بمقام والاى خداوندى مىشود . عرب مىگويد : « فلان بصير بهذا الامر » يعنى : او به اين كار معرفت دارد ، نه اينكه اين كار را به چشم مىبيند .
بنا بر اين جملهء :
فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
براى مبالغه و تعجب نيست ، بلكه به معناى عدم معرفت و كودنى شخص در آخرت است و بدين ترتيب ،
وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
به تقدير :
و هو اضل سبيلا است ، تا جملهء كامل و عطف بر جملهء : فهو فى الآخرة اعمى باشد . يعنى :
هر كس در اين جهان كوردل است ، در آن جهان كور محشور مىشود و گمراهتر است .
ممكن است مقصود از كورى ، اندوه بىپايان باشد .