گرامى اسلام است . برخى گويند : بخاطر اين است كه انسان خدا را مىشناسد و او را فرمان مىبرد . برخى گويند : بخاطر همهء اينها و نعمتهاى ديگرى است كه به انسان اختصاص دارد . اين قول ، بهتر است .
وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
: ما بنى آدم را در خشكى سوار بر شتر ، اسب ، قاطر ، الاغ و مركبهاى ديگر و در دريا سوار بر كشتى كرديم .
وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ
: و ميوههاى گوارا و چيزهاى نيكو و لذتبخش را روزى ايشان كرديم . اينها اختصاص به انسان دارد و حيوانات را در آن سهمى نيست .
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا
: و ايشان را بر بسيارى از مخلوقات ، برترى بخشيديم . بعضى به اين آيه ، استدلال كردهاند كه : فرشتگان برتر از پيامبرانند ، زيرا از اين جمله استفاده مىشود ، كه اولاد آدم بر همهء مخلوقات برترى ندارند بلكه بر بسيارى از آنها . پس آنها بر حيوانات برترى دارند ولى بر فرشتگان برترى ندارند .
اما به چند دليل ، اين عقيده باطل است :
1 - مقصود از اين برترى ، ثواب نيست ، زيرا ثواب ، چيزى نيست كه بتوان ابتداء و بدون عمل به كسى بخشيد و بدانوسيله ، او را بر ديگران برترى داد . بلكه مقصود از اين برترى ، همان نعمتهايى است كه پارهاى از آنها را شمرديم .
2 - مقصود ، از « كثير » جميع است . يعنى : ما اولاد آدم را بر مخلوقات ديگر ، كه بسيارند ، برترى دادهايم . نمونهء آن در محاورات عرفى بسيار است . مثلا : جاه و مقام پهناور خود را به او بخشيدم و حريم منيع خود را براى او مباح كردم . مقصود اين است كه همهء جاه و مقام خود را بخشيدم و همهء حريم خود را مباح كردم ، نه قسمتى از آنها را . شاعر گويد :
من اناس ليس فى اخلاقهم * عاجل الفحش و لا سوء الجزع
يعنى : مردمى كه در اخلاق آنها زشتى فورى و نالهء بد نيست . بديهى است كه منظور اين است كه : در اخلاق آنها زشتى و ناله ، به كلى وجود ندارد ، نه اينكه زشتى