تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
وى را جز اندكى مهار خواهم كرد . گفت : برو . هر كس از آنها پيروى تو كند ، سزاى شما جهنم است كه سزاى تمام است . هر كس از آنها را كه توانى بصداى خود گمراه كن و سواره نظام و پياده نظام خود را بر آنها بسيج كن و در اموال و اولادشان شريك باش . و شيطان جز وعدهء فريب ، به آنها نمىدهد . ترا بر بندگان من تسلطى نيست . همين بس كه پروردگارت نگهبان است .

قرائت :

رجلك : حفص اين كلمه را به كسر جيم و ديگران به سكون خوانده‌اند هر گاه به سكون جيم خوانده شود ، جمع راجل است . مثل : راكب و ركب ، صاحب و صحب ، تاجر و تجر . اما اگر به كسر جيم بخوانيم ، صفت و به معناى راجل ( يعنى پياده ) است ، شاعر گويد :
اما اقاتل عن دينى على فرس * و لا كذا رجلا الا باصحاب
يعنى : آيا براى دينم ، سواره و پياده ، جز همراه اصحابم نمىجنگم ؟ در شعر زير « رجل » به كار رفته است :
هم ضربوا عن فرجها بكتيبة * كبيضاء حرس فى جوانبها الرجل
يعنى : آنها با لشكرى شبيه كوه حرس كه اطراف آن را پيادگانى محاصره كرده باشند ، از مرز آن گذشتند .

لغت :

احتناك : از بيخ و بن كندن و همه را فرا گرفتن . « احتنك الجراد الزرع » يعنى : ملخ ، همهء مزرعه را خورد . شاعر گويد :
اشكو اليك سنة قد اجحفت * جهد الى جهد بنا و اضعفت
و احتنكت اموالنا و جلفت يعنى : پيش تو از سالى شكايت مىكنم كه بما سختگيرى و اجحاف كرد و اموال ما را به كلى از بين برد . موفور : كامل شده . زهير گويد :