معجزه ، بر دو قسم است : 1 - برخى از معجزات ، طورى هستند كه بدون آنها نبوت را نمىتوان شناخت . بديهى است كه چنين معجزاتى بايد ظاهر شوند ، خواه مردم ايمان بياورند ، خواه ايمان نياورند .
2 - برخى ديگر ، از روى لطف بوده ، موجب افزايش ايمان خواهند شد . اين معجزات را هم خداوند بلطف خود ظاهر مىسازد .
معجزاتى كه از اين دو دسته ، خارجند ، خداوند ظاهر نمىسازد .
3 - ما آيات را نمىفرستيم ، زيرا پدران و اسلاف شما ، چنين آياتى را خواستند و چون فرستاديم ، ايمان نياوردند . شما نيز تابع روش آنها هستيد . همانطورى كه آنها ايمان نياوردند ، شما هم ايمان نخواهيد آورد .
اين قول از ابو مسلم است .
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً
: ما براى قوم ثمود ، شتر را كه معجزهاى آشكار و مسلم بود ، فرستاديم ، چنان كه مىفرمايد :
وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً
( همين سوره 12 :
آيت روز را روشن و آشكار ساختيم ) .
برخى گويند : يعنى براى آنها شترى بينا فرستاديم .
برخى گويند : يعنى براى آنها شترى فرستاديم كه راه هدايت را به آنها نشان مىداد و آنها را از گمراهى باز مىداشت .
منظور ، ناقهء صالح است كه : چنان كه خواسته بودند ، از سنگ خارج شد .
فَظَلَمُوا بِها
: ولى قوم صالح ، به اين معجزه ، كافر شدند و منكر شدند كه از جانب خداست .
برخى گويند : يعنى بر اثر كشتن آن شتر ، به خود ظلم كردند .
وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً
: ما آيات و معجزات خود را بدست پيامبران ظاهر مىگردانيم ، تا مردم از ديدن آنها پند گيرند و از عذاب خدا بترسند و ايمان آورند .
اكنون خداوند پيامبر خود را مخاطب ساخته ، مىفرمايد :
وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ
: اى محمد ، به ياد آورد هنگامى كه به تو