داديم و درختى كه در قرآن ملعون شمرده شده است ، جز فتنهاى براى مردم نيست . ما آنها را مىترسانيم ، اما جز بر طغيان سخت آنها ، نمىافزايد .
لغت :
مسطور : مكتوب ، نوشته . شاعر گويد :
و اعلم بان ذا الجلال قد قدر * فى الصحف الاولى الذى كان سطر
يعنى : بدانكه خداوند بزرگ ، در كتابهاى نخستين ، آنچه نوشته شده است ، به تدبير و مصلحت خويش بيان داشته است .
منع : جلوگيرى كردن از فعل . بديهى است كه خداوند بر هر كارى قادر است و نمىتوان در راه او مانعى ايجاد كرد ، زيرا قدرت او بىپايان است . اين تعبير ، در مورد پروردگار متعال ، در صورتى جايز است كه نخواهد فعلى را انجام دهد .
اعراب :
وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا
: « ان » اول در محل نصب و « ان » دوم در محل رفع است . يعنى : « ما منعنا الارسال الا تكذيب الاولين » .
مبصرة : حال .
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ
: تقدير آن « و ما جعلنا الشجرة الملعونة فى القرآن الا فتنة للناس » يعنى : درختى كه اهل آن و خورندگان ثمر آن ملعون هستند . اينان كافر و فاجر هستند .
فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
: فما يزيدهم التخويف . « طغياناً » مفعول دوم .
مقصود :
اكنون به بيان پند و اندرز پرداخته ، مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً
:
هيچ قريهاى نيست جز اينكه پيش از فرا رسيدن قيامت ، مردمش را هلاك يا اينكه به عذابى سخت ، گرفتارش مىكنيم . بديهى است كه مردم صالح قريه مىميرند و مردم ناصالح ، در همين دنيا گرفتار عذاب سپس هلاك خواهند شد ، زيرا پيش از فرا رسيدن