إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ
: مردم مسرف ، پيروان شيطانها هستند و راه آنها را مىپيمايند . به كسى كه ملازم سفر است ، مىگويند : « اخو السفر » يعنى :
برادر سفر و به كسى كه تابع شيطان است ، گويند : « اخ الشيطان » يعنى : برادر شيطان .
برخى گويند : يعنى آنها در آتش جهنم ، رفيق شيطانها هستند .
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً
: شيطان همواره بخداى خويش ، كفر ورزيده است .
وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً
:
هر گاه نتوانى بخاطر تنگدستى به آنها نيكى كنى و در صدد برآيى كه از خداوند طلب گشايش كنى و اميدوار باشى كه با كمك خداوند بتوانى از آنها دستگيرى كنى ، آنها را وعدهء نيكو ده و با آنها - تا آنجا كه ممكن است - به نرمى سخن گوى .
روايت شده است كه : چون اين آيه ، نازل شد ، هر گاه كسى از پيامبر سؤال مىكرد و چيزى نداشت كه بخشش كند ، مىفرمود :
- خداوند ما و شما را از فضل خود روزى دهاد !
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ
: دستت را بگردنت نبند و از كسانى نباش كه به كلى اهل بذل و بخشش نيستند . اين جمله بطور مبالغه آميزى از بخل و تنگ - چشمى نهى مىكند .
وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
: و همهء دارايى خود را بذل و بخشش نكن ، تا مثل كسى كه طورى دست خود را باز مىكند كه هيچ چيز در آن نمىماند ، نباشى . اين جمله ، كنايه از اسراف است .
فَتَقْعُدَ مَلُوماً
مَحْسُوراً
: زيرا اگر چنين كنى ، در پس زانوى غم مىنشينى و خود را ملامت مىكنى و چيزى نخواهى داشت . اين معنى از سدى و ابن عباس است .
قتاده گويد : يعنى عاجز و پشيمان مىشوى . امام صادق ( ع ) مىفرمايد : يعنى از لباس ، برهنه مىمانى . محسور يعنى عريان . جبائى گويد : مقصود اين است كه : اگر امساك كنى ، مورد ملامت و مذمت ، واقع مىشوى و اگر اسراف كنى ، حسرت زده و غمگين