برخى گويند : منظور اين است كه اگر تو به سن كبر رسيدى و مكلف شدى و نزد تو پدر و مادر باشند . . .
فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ
: به آنها اف مگو « 1 » . از امام هشتم ع روايت شده است كه امام صادق ع فرمود :
- اگر خداوند در منع نافرمانى والدين ، لفظى كوتاهتر از اين كلمه ، سراغ داشت ، همان را به كار مىبرد .
در روايت ديگر است كه :
- كمترين حد نافرمانى پدر و مادر ، گفتن اف است و اگر خداوند ، چيزى آسانتر و كوچكتر از آن ، در نافرمانى پدر و مادر سراغ داشت ، از آن منع مىكرد .
در روايت ديگر است كه :
- عاق والدين ، هر چه مىخواهد بكند . او هرگز داخل بهشت نمىشود .
بنا بر اين مقصود اين است كه : پدر و مادر را نبايد آزار كرد . چه كم چه زياد .
مجاهد گويد :
- مقصود اين است كه : اگر پدر و مادر بمرحلهاى از پيرى و سستى برسند كه در خود بول كنند ، نبايد از آنها اظهار تنفر كنى ، بلكه بايد نسبت به آنها همان رفتارى را داشته باشى كه آنها در دوران كودكى تو داشتند . بديهى است كه شخص خشمگين ، زياد « اف » مىگويد . اين كلمه بر خشم و تنفر گوينده ، دلالت مىكند .
ابو عبيده گويد :
- « اف » و « تف » چركى است كه ميان انگشتان فتيله مىشود .
ابن عباس گويد :
- كلمهء كراهت است .
برخى گويند :
- معناى آن چيز بد بوست .
هامش
( 1 ) - يعنى : نگو ملول شدم .