تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
قرائت « آمرنا » نيز به معناى « اكثرنا » است . همچنين « امّرنا » ، بديهى است كه اگر به معناى دستور بگيريم ، لازم مىآيد كه تنها افراد متنعم ، از جانب خداوند مكلف باشند ، در حالى كه همهء مردم مكلف هستند . جايز نيست كه اين كلمه را به معناى امارت دادن بگيريم ، زيرا در هر قريه‌اى يك امير بيشتر نيست . در مورد قرائت اخير نيز ، گفته‌اند : همان معناى بسيار كردن را مىدهد . « 1 » از جاهايى كه امر به معناى كثرت آمده ، اين شعر است :
و الاثم من شر ما يصال به * و البر كالغيث نبته امر
يعنى : گناه ، بدترين چيزهايى است كه انسان را دچار كيفر مىسازد و نيكى ، همچون باران ، گياهش فراوان است . همچنين در حديث است كه : « خير المال سكة مأبورة و مهرة مأمورة » يعنى : بهترين مال زراعتى است كه اصلاح شده باشد و كره اسب ماده‌اى است كه بزايد و
هامش
( 1 ) - چنان كه در متن آمده است ، براى همهء قراءتها دو معنى ممكن است : 1 - امر را به معناى فرمان دادن بگيريم 2 - به معناى زياد كردن . لكن معناى اول را به دو جهت ، نمىتوانيم بپذيريم : يكى اينكه از خود آيه ، استنباط مىشود كه متعلق امر ، فسق است و معلوم است كه خداوند كسى را امر به فسق نمىكند . ديگر اينكه : اگر امر به معناى فرمان دادن است ، چرا فقط به مترفين قريه ، امر بشود و ساير ساكنين قريه ، از امر خداوند خارج باشند ؟ ! در مورد معناى دوم ، اين اشكالها وارد نيستند و بنا بر اين منظور اين است كه مترفين را از لحاظ مال و اولاد ، در قريه زياد مىكنيم و مهلتشان مىدهيم تا مرتكب فسق و فجور شوند ، آن گاه هلاكشان سازيم . اشكالى كه در مورد معناى اول ذكر كرديم از صاحب كشاف است . لكن ممكن است گفته شود كه : از آيه ، بر نمىآيد كه متعلق امر ، فسق است ، بلكه منظور اين است كه خداوند آنها را امر به طاعت كرده و آنها نافرمانى كرده‌اند . اما اينكه چرا فقط بمترفين قريه ، امر كرده ، بخاطر اين است كه آنان رئيس و بزرگ مردم قريه‌اند و ساير مردم تابع و پيرو آنها هستند . پيامبر گرامى فرمود : « الناس على دين ملوكهم » يعنى : مردم بدين پادشاهان هستند . با اين همه ، بهتر اين است كه « امر » را به معناى مجازى حمل كرده ، گوئيم : مقصود اين است كه خداوند نعمت خود را براى آنها فراوان ساخت و آنها بجاى شكر گزارى و وظيفه شناسى راه فسق و فجور را پيشه كردند .