بيان آيه 57 - 58
لغت :
ثقف : پيروزى و غافلگير كردن .
تشريد : تفرقه انداختن .
خيانت : پيمان شكنى .
نبذ : خبر دادن به كسى كه آگاه نيست .
سواء : عدل . شاعر گويد :
فاضرب وجوه الغرر الاعداء * حتى يجيبوك الى السواء « 1 »
يعنى : چنان بر پيشانى دشمنان بزن كه ترا بعدل پاسخ گويند . نقطهء وسط را هم « سواء » گويند ، زيرا نسبت بهمهء جهات معتدل است . شاعر گويد :
يا ويح انصار النبى و رهطه * بعد المغيب فى سواء الملحد « 2 »
يعنى : واى بر انصار و اصحاب پيامبر ! بعد از آنكه پيامبر در ميان لحد ، پنهان گشت .
اعراب :
اما تثقفن
وَ إِمَّا تَخافَنَّ
: نون تاكيد ، بفعل ملحق شده ، زيرا « ما » به حرف شرط ملحق شده است و اگر « ما » نبود ، آمدن نون صحيح نبود . در حقيقت « ما » مانند قسم ، مفيد تاكيد است و به اين جهت نون تاكيد آورده مىشود .
مقصود :
اكنون خداوند فرمان نهايى خود را در بارهء اين پيمان شكنان صادر كرده ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - شعر از راجز است ، مسترحمى
( 2 ) - شعر از حسان است ، مسترحمى