بيان آيه 175 تا 178
لغت :
نبا : خبر از حادثهاى بزرگ . نبوت نيز از همين كلمه مشتق است . نبى كسى است كه خداوند به او خبر داده است .
اخلاد : سكون دائم « اخلاد به ارض » چسبيدن به زمين .
لهث : اين است كه سگ زبان خود را از تشنگى بيرون آورد . « لهاث » سوزش عطش . در حديث سعيد بن جبير است كه :
« المراة اللهثى انما تفطر رمضان »
زنى كه عطش دارد ، روزهء رمضان را افطار مىكند . برخى گفتهاند : لهث يعنى نفس زدن شديد .
اعراب :
مثلا : تفسير ضمير « ساء » كه به معناى « بئس » است . بنا بر اين فعل ماضى غير متصرف و تقدير آن « ساء المثل مثلا » است . در اين كلام يك حذف ديگر هم هست و آن اين است كه
« الْقَوْمُ الَّذِينَ »
به تقدير « مثل القوم . . . » است . اين حذفها بخاطر قرينه است .
مقصود
اكنون خداوند پيامبر خود را امر مىكند كه داستانى ديگر از بنى اسرائيل را نقل كند . مىفرمايد :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها
: داستان كسى براى آنها نقل كن كه حجتها و دلائل خود را به او داديم و او خود را بجهالت افكند و علم را مثل چيزى كه از پوست كنده شود ، از خود دور كرد .
فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
: از اينرو شيطان او را دنبال كرد تا گمراهش كند و سر انجام گرفتار گمراهى و هلاكت شد .