تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
در بارهء وى نازل فرمود . برخى گويند : منظور ابو عامر بن نعمان بن صيفى راهب است كه پيامبر او را فاسق ناميد . او در جاهليت ، از راهبان بود و پوست مسوخ را مىپوشيد . وقتى كه بمدينه آمد ، از پيامبر پرسيد : اين چه دينى است كه آورده‌اى ؟ فرمود : دين حنيف ابراهيم را آورده‌ام . گفت : من هم بر دين حنيفم . فرمود : تو نيستى زيرا چيزهايى بر آن افزوده‌اى كه از آن نيست . ابو عامر گفت : خداوند دروغگو را در غربت و بيكسى بميراند . سپس بشام رفت و منافقان را سفارش كرد كه تهيهء سلاح ببينند . بعد نزد قيصر رفت و لشكرى آورد كه پيامبر را از مدينه اخراج كند . سر انجام در شام ، با غربت و بيكسى جان سپرد . اين قول از سعيد بن مسيب است . حسن و ابن كيسان گويند : منظور منافقين اهل كتاب است كه پيامبر را مثل فرزندان خود مىشناختند ، ولى از آيات خدا اعراض مىكردند . خداوند هم شيطان را بر آنها مسلط ساخت . قتاده گويد : اين آيه مثلى است در بارهء كسانى كه هدايت بر آنها عرضه شود و از آن روى بگردانند . امام باقر ( ع ) فرمود : اصل آيه ، در بارهء بلعم است . سپس خداوند آن را مثل قرار داده است براى مردمى كه اهل قبله هستند و هواى خود را بر هدايت الهى مقدم مىشمارند . در باره اين آيات ، اقوال ديگرى هم هست . ابو مسلم گويد : منظور فرعون است كه معجزات پيامبران را ناديده گرفت : حسن گويد : منظور از آيات ، هدايت و دين است . مجاهد گويد : منظور از آيات ، نبوت است . لكن اين قول صحيح نيست ، زيرا انبيا حجج خدا و منزه از چنين صفتى هستند .
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها
: جبائى گويد : يعنى اگر مىخواستيم ، مقام او را كه از آيات ما روى گردان شد ، پيش از آنكه كافر شود ، بالا مىبرديم . لكن او را بر همان حال باقى گذاشتيم كه ايمان خود را زياد كند و او كافر شد . بلخى و زجاج گويند : يعنى اگر مىخواستيم ، ميان او و معصيت فاصله ايجاد مىكرديم و اين دليل بر كمال قدرت خداوند است .
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ
: سعيد بن جبير و سدى گويند : يعنى او
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 115 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى