به دنيا و لذائذ آن متمايل شد و از روى هواى نفس ، دنيا را بر آخرت ترجيح داد . اكنون در بارهء او مثل زده ، مىفرمايد :
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
: او مثل سگ است كه اگر طردش كنى يا نكنى ، در همه حال زبان خود را بيرون مىآورد . يعنى : هر چه او را موعظه كنى يا موعظه نكنى ، گمراه است . همهء حيوانات در حال خستگى و ناتوانى زبانشان بيرون مىآورند ولى سگ در همه حال . در جاى ديگر در بارهء آنها مىفرمايد :
« سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ »
( اعراف 193 : براى شما فرق نمى - كند كه آنها را دعوت كنيد يا ساكت باشيد ) ابو مسلم گويد : او را از اين جهت به سگ تشبيه كرده است كه پستى و بىارزشى او را برساند . اينكه در بارهء زبان بيرون آوردن سگ گفتگو مىكند ، از اين لحاظ است كه عرب چيزى را به چيزى تشبيه مىكند . آن گاه به وصف « مشبه به » مىپردازد ، اگر چه آن وصف در « مشبه » نباشد . برخى گويند :
تشبيه كردن به سگ ، از اين لحاظ است كه سگ وقتى كه زبان خود را بيرون آورد ، قصد اذيت دارد . خواه به او حمله كنى يا حمله نكنى . به كسى كه با زبانش مردم را آزار مىكند ، مىگويند : زبانش را مثل سگ از دهانش در آورده است . منظور از « لهث » در اينجا پارس كردن سگ است . مجاهد گويد : اين مثل در بارهء كسى است كه قرآن مىخواند و عمل نمىكند .
ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
: اين است صفت كسانى كه آيات ما را تكذيب مىكنند . ابن عباس گويد : مردم مكه آرزو مىكردند كه يك نفر از جانب خداوند براى هدايت آنها فرستاده شود . همين كه پيامبر خدا كه در بارهء او هيچ شكى نداشتند ، بسوى آنها آمد ، او را تكذيب كردند و از نعمت هدايت محروم شدند .
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
: داستان گذشتگان را براى آنها نقل كن باشد كه عبرت گيرند و دست از رفتار زشت خود بردارند و دچار بدبختى نشوند . بعد كه در باره مثلى كه در بالا زد ، مىفرمايد :
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
: بد است صفت مردمى كه در بارهء آنها