و زمين گفت : به رغبت يا كراهت ، بيائيد . گفتند برغبت آمديم . اگر چه واقعاً خداوند چنين نگفته و آنها چنين جوابى ندادهاند . نظير ديگر آن اين آيه است :
« شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ »
( توبهء 17 ) يعنى كفار ، بكفر خويشتن گواهى دادند ، در حالى كه به زبان خويش ، چنين اعترافى نكردهاند . لكن عملى كه از آنها ظاهر شده ، طورى در اثبات كفر آنها صراحت داشته است كه گويى اعتراف كردهاند .
شاعر گويد :
و قالت له العينان سمعا و طاعة * و حدر تا كالدر لما يثقب
يعنى : چشمها به او گفتند : شنيديم و اطاعت كرديم و همچون درى كه سوراخ شود ، اشك ريختند .
در محاورات مردم نيز بچنين تعبيراتى بر مىخوريم . مثل اينكه انسان مىگويد :
اعضا و اندام من به نعمت تو گواهى مىدهند يا بعضى از خطبا مىگويند : از زمين بپرسيد كه چه كسى رودها را جارى ساخته و درختان را غرس كرده و ميوههاى ترا بكمال رسانيده است ؟ ! اگر نتواند به زبان پاسخ گويد ، اسبابى فراهم مىكند كه عبرت آموز و پاسخ اعتبارى است . بررسى سخنان و اشعار و نظم عربى اين مطلب را ثابت مىكند . اين قول از رمانى و ابو مسلم و ابن اخشيد است .
3 - مقصود جماعتى از ذريهء آدم است كه آنها را خلق و عقل آنها را كامل كرد و به زبان فرستادگان خود از آنها اقرار گرفت كه خدا را بشناسند و اطاعتش كنند . آنها نيز اقرار كردند . خداوند آنها را بر خويشتن گواه گرفت كه روز قيامت نگويند : ما غافل بوديم يا پدرانمان مشرك بودند و ما از آنها تقليد كرديم . بدينترتيب ، خداوند مىخواهد بيان كند كه از روى رحمت خود ، كسانى را كه عذرى دارند ، كيفر نمىدهد . اين مطلب ، مربوط بقومى خاص از بنى آدم است ، نه همه ، و مؤمن داخل در اين آيهء نيست . چه مىفرمايد : اينهايى كه پيمان بستهاند ، پدران مشرك داشتهاند . علاوه بر اين فرزندان صلبى آدم از صلب بنى آدم گرفته نشدهاند . اين قول از جبائى و قاضى است . جملهء
« شَهِدْنا »
از زبان ملائكه است . يعنى فرشتگان گفتند : شهادت داديم تا روز قيامت