تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
شدم در حالى كه جبه « 1 » و طيلسانى از خز بر تن داشت . وقتى كه متوجه من شد ، عرض كردم : جانم به قربانت ، اين خز است ؟ در باره آن چه مىگوييد ؟ فرمود : پوشيدن خز مانعى ندارد ، عرض كردم : نخ آن ابريشم است . فرمود : عيبى ندارد . حسين ( ع ) را كشتند در حالى كه جبه‌اى از خز بر تن داشت . آن گاه فرمود : وقتى كه على ( ع ) ابن عباس را بسوى خوارج فرستاد ، بهترين لباسش را پوشيد و بهترين بوى خوش را به كار برد و بهترين مركبش را سوار شد و نزد آنها رفت . گفتند : پسر عباس ، تو در ميان ما بهترين مردمى هستى . اكنون تو را در لباس جباران و بر مركب ايشان مىنگريم ! ابن عباس همين آيه را خواند . تو هم لباس خوب بپوش و خود را زينت كن ، كه خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد ، ولى از حلال باشد . استفاده ديگرى كه از آيه مىشود ، اين است كه همه چيز بنا بر اصل اولى براى انسان مباح است ، زيرا جملهء
« مَنْ حَرَّمَ . . . »
همين معنى را افاده مىكند . اينجاست كه عقل و شرع هماهنگ شده‌اند .
هامش
( 1 ) - جبه ( بضم جيم ) جامهء گشاد و بلند كه روى جامه‌هاى ديگر به تن مىكنند . طيلسان ( بفتح طاء و لام ) ردا ، جامهء گشاد و بلند ( فرهنگ عميد )
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 90 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى