شاعر ديگرى گويد :
نهانا رسول اللَّه ان نقرب الخنا * و ان نشرب الاثم الذى يوجب الوزرا
يعنى : پيامبر خدا ما را منع كرد از اينكه به فحش نزديك شويم و از اينكه شراب كه موجب بدبختى است ، بنوشيم .
در مورد توصيف ظلم بنا حق ، اگر به منظور تأكيد باشد ، نمونهء آن اين آيه است :
« يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ »
( آل عمران 21 ) يعنى پيامبران را بنا حق مىكشند .
برخى گفتهاند : ستم بر دو قسم است : به حق و بناحق . ستم به حق آن است كه در شرع جايز باشد مثل قصاص .
وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً
: يكى ديگر از فاحشههاى محرم - چنان كه اشاره شد - شرك بخداست . گناه شرك ، هيچگونه دليلى و حجتى ندارد كه آن را موجه سازد .
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
: يكى ديگر از فاحشههاى محرم ، گفتن مطالبى است در بارهء خداوند بدون علم و اطلاع ، اكنون به تسليت خاطر مبارك پيامبر پرداخته ، مىفرمايد :
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
، حسن گويد : يعنى براى هر جماعتى وقتى است كه در آن وقت گرفتار هلاك خواهد شد . اينكه مىگويد : براى هر جماعتى و نمىگويد : براى هر فردى ، بخاطر اين است كه با ذكر جماعت ، نشان مىدهد كه عمرهاى افراد يك دوره ، بهم نزديك است و ديگر اينكه مقصود اين است كه پس از راهنمايى و اتمام حجت ، مستوجب هلاك خواهند بود ، جبائى گويد : مقصود از « اجل » مدت زندگى است و بنا بر اين شامل همهء امتها مىشود و منظور فقط مشركين مكه نيست .
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
: همين كه اجل آنها فرا رسيد ، از اجل خود نه يك ساعت عقب مىافتند ، نه يك ساعت جلو . برخى گويند : يعنى درخواست نمىكنند كه آنها را بتأخير اندازند ، زيرا مأيوس هستند و درخواست نمى - كنند كه جلو بيفتند . معناى آمدن اجل نزديك شدن اجل است .