بيان آيه 6 تا 9
لغت
سؤال : پرسش قصص : مطالبى كه بدنبال يكديگر مىآيند و بهم مربوطند .
وزن : سنجش چيزى با ديگرى براى معلوم شدن مقدار آن . در عين حال در موارد ديگرى هم استعمال مىشود . مثل وزن شعر . شاعر گويد :
و اذا وضعت اباك فى ميزانهم * رجحوا و شال ابوك فى الميزان
يعنى : هر گاه پدرت را با آنها بسنجى ، پدرت داراى افتخاراتى است كه بر آنها فزونى دارد .
حق : گذاشتن هر چيزى بجاى خود بر طبق حكمت . اين كلمه به معناى مصدرى و وضعى هر دو استعمال مىشود . مثل « عدل » ثقل : طرفى كه بر اثر سنگينى در ميزان به پايين مىرود . ضد آن خفت است .
اعراب
فَلَنَسْئَلَنَّ
: فاء عاطفه است و جملهاى را بجملهاى عطف كرده . بديهى است كه فاصلهء ميان هلاك و پرسش قيامت ، زياد است ، و اينجا بهتر بود « ثم » به كار رود . لكن خداوند با به كار بردن فاء ، ميخواهد بفهماند كه در حقيقت فاصله كم و ناچيز است . چنان كه مىفرمايد :
« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ »
( قمر 1 : قيامت نزديك شد )
مقصود
قبلا مشركين را از عذاب دنيا ترسانيد . اكنون آنها را از عذاب آخرت ، ترسانيده ، مىفرمايد :
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
: در اينجا سوگند ياد مىكند