تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
2 - در حقيقت خداوند آنچه شدنى نيست ، مربوط كرده است به آنچه كه ميداند شدنى نيست و منظور اين است كه چنين چيزى انجام پذير نيست و بسيار بعيد است كه ما داخل كيش شما شويم . مگر اينكه خدا بخواهد و نمىخواهد . چنان كه قبلا فرمود :
« لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
يعنى : آنها داخل بهشت نمىشوند تا اينكه شتر - يا طناب - داخل در سوراخ سوزن شود . شاعر نيز گويد :
اذا شاب الغراب اتيت اهلى * و صار القار كاللبن الحليب
يعنى هر گاه كلاغ پير شود و قير همچون شير ، سفيد گردد ، بسوى خانواده‌ام مىروم . پس مقصود اين است كه : همانطورى كه خداوند پرستش بتها و كارهاى زشت را نمىخواهد ، ما هم بكيش شما داخل نميشويم . زيرا هيچكدام مطابق حكمت نيست . اين قول از جعفر بن حرب است . 3 - مقصود اين است كه : ما داخل دين شما نمىشويم . مگر اينكه خداوند به شما قدرتى بدهد كه بتوانيد ما را بجبر و اكراه بدين خود بكشانيد . مؤيد اين قول جملهء
« أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ »
است . 4 - ضمير « فيها » بقريه باز مىگردد . يعنى : ما از قريهء شما بيرون مىرويم و ديگر باز نمىگرديم . مگر اينكه خداوند به ما قدرتى بخشد و بخواهد كه با فتح و پيروزى داخل شهر شويم . 5 - يعنى : مگر اينكه خداوند بخواهد كه شما به حق باز گرديد و همهء ما تابع يك دين باشيم ، زيرا آنها مىگفتند : اگر داخل كيش ما نشويد ، شما را از قريه اخراج مىكنيم . شعيب در جواب گفت : ما داخل كيش شما نمىشويم . مگر اينكه خدا بخواهد كه اختلاف از طرف شما برداشته شود و بدين ما گرايش پيدا كنيد . پرسش گويا خداوند نخواسته است كه آنها بدين حق گرايش پيدا كنند .