فراء گويد : شعيب را معجزهاى نبود ، زيرا در قرآن در اينباره چيزى نيامده است . لكن اين مطلب غلط است . ممكن نيست خداوند پيامبرى را بدون معجزه بفرستد . بخصوص كه در بارهء شعيب ميفرمايد :
« قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ »
و بدنبال بيان اين مطلب دستور ميدهد كه كيل و وزن را كامل ادا كنيد . ممكن است وى داراى معجزاتى بوده است كه در قرآن بيان نشده است . همانطورى كه بسيارى از معجزات پيامبر گرامى ما در قرآن نيامده است .
وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ
: در اينباره اقوالى است :
1 - ابن عباس و حسن و قتاده و مجاهد گويند : آنها بر سر راه كسانى كه مى - خواستند نزد شعيب بروند و ايمان بياورند مىنشستند و آنها را تهديد بقتل ميكردند .
به آنها دستور داد كه در راه مردم كمين نكنيد .
2 - ابو هريره و عبد الرحمن بن زيد گويند : آنها راهزنى ميكردند . ممكن است مقصود اينها همان معناى اول باشد . يعنى راه را بر كسانى كه نزد شعيب مى - رفتند ، مىبستند .
3 - يعنى بوسيلهء ايراد شبهه و اشكال ، راههاى دين را منحرف نكنيد و شعيب را دروغگو نخوانيد و او را تهديد نكنيد .
وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَها عِوَجاً
: شما كسانى را كه ميخواهند ايمان بياورند از دين خدا منع مىكنيد و راه حق را تغيير داده ، ميگوييد :
اينها دروغ و باطل و . . . است . اين معنى از قتاده است . مجاهد گويد : يعنى ميخواهيد راه خدا را بپوشانيد . حسن گويد : يعنى در راه هدايت استقامت نداريد . زجاج گويد :
يعنى قصد شما اين است كه از راه راست منحرف شويد .
وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ
: به ياد آوريد كه شما كم بوديد و خداوند شما را بسيار كرد . ابن عباس گويد : مدين بن ابراهيم با دختر لوط ازدواج كرد و صاحب فرزندانى بسيار شد . زجاج گويد : ممكن است مقصود اين باشد كه شما فقير بوديد و خداوند ثروت شما را زياد كرد و ممكن است آنها ناتوان بودهاند و خداوند