بيان آيه 85 - 86 - 87
لغت
ايفاء : ادا كردن چيزى بطور كامل و به حق .
كيل : پيمودن وزن : كشيدن و سنجيدن بوسيلهء ميزان .
بخس : كم دادن .
افساد : فاسد كردن . ضد آن اصلاح است .
صد : بازداشتن از كارى بوسيلهء اغوا . چنان كه شيطان مردم را از ياد خدا باز مىدارد .
عوج : انحراف از راه دين .
طائفة : جماعتى از مردم ،
اعراب
مدين : نام شهرى يا قبيلهاى است . اين كلمه غير منصرف است ، بخاطر تعريف و تانيث . ممكن است عجمى هم باشد .
بِكُلِّ صِراطٍ
: به معناى « على كل صراط » در اينجا استعمال باء و على و فى جايز است ، زيرا باء به معناى ملاصقه و على به معناى استعلاء و فى به معناى حلول است .
مَنْ آمَنَ
: مفعول به .
فاصبروا : اين جمله جزاست . لكن صبر در همه حال لازم است نه فقط در اين حال . مقصود اين است كه : هر كسى بكيفر يا پاداش خود مىرسد . وظيفهء شماست كه در برابر حكم خدا صبر كنيد .