روبرو نشود و سخن ناپسند آنها را با سخنى ناپسند پاسخ نگويد . بلكه آنچه را بوى نسبت دادهاند ، از خود سلب كند . چنان كه هود در پاسخ آن نسبت ناروا ، به آنها حرف زشتى نگفت و ادامه داد كه : من اخبار پروردگارم را به شما ميرسانم و شما را نصيحت ميكنم كه دست از اطاعت خداوند نكشيد . يقين داشته باشيد كه در تبليغ رسالت خداوند ، امين هستم و دروغ نميگويم و چيزى را تغيير نمىدهم . اين معنى از ضحاك و جبائى است . كلى گويد : مقصود هود اين بود كه مرا امين ميدانستيد . اكنون چرا تكذيبم مىكنيد . « 1 »
أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ
: تعجبى ندارد كه نبوت و بقولى معجزه و بيان به مردى اختصاص يافته است كه از خود شماست و در ميان شما بزرگ شده است و منظور او اين است كه شما را از كارهاى زشت بترساند .
برخى گويند : يعنى چرا از بعثت مردى از خودتان تعجب ميكنيد ، اما از اينكه سنگى ميپرستيد ، تعجب نمىكنيد ؟ !
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً
:
نعمتهاى خداوند را بخاطر بياوريد كه شما را بعد از آنكه قوم نوح بر اثر معصيت هلاك شدند ، در روى زمين سكونت داد و بر نيرو و طول شما افزود . اين معنى از ابن عباس و جماعتى است . كلبى گويد : طويلترين آنها صد ذراع و كوتاهترين آنها شصت ذراع بودند . برخى گويند : كوتاهترين آنها دوازده ذراع بودند . امام باقر ( ع ) فرمود : آنها باندازهء نخلهاى بلند بودند و كوه را ويران ميكردند . برخى گويند :
بلندى آنها به اندازهء يك دست و يك قامت بود .
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
: نعمتهاى خدا را به ياد آوريد تا در دنيا و آخرت رستگار شويد .
قالُوا أَ جِئْتَنا . . .
تا پايان آيه : گفتند : اى هود ، آمدهاى كه ما را به پرستش
هامش
( 1 ) - رسالات را از اين نظر جمع آورده كه متضمن امر و نهى و ترغيب و تهديد و وعد و وعيد و . . . است .