بيان آيه 65 تا 72
لغت
سفاهة : سبكى عقل . مؤرج گويد : در لغت حمير يعنى جنون .
عجب : فرق ميان « عجب » بضم عين و « عجب » بفتح عين اين است كه اولى يعنى انسان از فضيلت خويش در شگفت باشد و اين ناپسند است زيرا خود خواهى است ، اما دومى ممكن است پسنديده باشد . در مثل است كه : « لا خير لمن لا يتعجب من العجب و ارذل منه المتعجب من غير عجب » يعنى : در كسى كه از شگفتيها تعجب نكنند فايدهاى نيست و بدتر از آن كسى است كه بى خود تعجب كند .
خلفاء : جمع خليفه ، جانشينان اين جمع ، تابع معنى و مذكر است . مثل ظريف و ظرفاء در عين حال ممكن است جمع خليفه را خلائف بست . مثل ظريفه و ظرائف .
آلاء : نعمتها . مفرد آن « الى » شاعر گويد :
ابيض لا يرهب الهزال و لا * يقطع رحما و لا يخون الى
يعنى : او كسى است كه از لاغرى نمىترسد و قطع رحم نميكند و در نعمتش خيانت نمىورزد .
رجس : عذاب
اعراب
أَخاهُمْ هُوداً
: منصوب به « ارسلنا » كه در اول كلام است . كلمهء « هود » بخاطر خفيف بودنش منصرف شده است .
يا قَوْمِ
: اين كلمه مناداى مضاف و در محل نصب است .
لكنى : اين كلمه براى استدراك است . يعنى نادانى مرا بدعوت شما وادار