فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
، بنا بر اين ميان ما و اين قوم فاسق ، به حكم خود جدايى انداز . قوم بنى اسرائيل با اين سرپيچى خود كافر شدند ، علت اينكه آنها را فاسق مىنامد : اين است كه : فسق به معناى خروج از ايمان به معصيت است . بديهى است كه بزرگترين معصيتها كفر است . خداوند متعال مىفرمايد :
« إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
( كهف 50 ، بجز ابليس كه از جنيان بود و از امر خدا خارج شد ) در بارهء سؤال موسى كه خداوند ميان او و قومش جدايى افكند ، دو قول است :
1 - ابن عباس و ضحاك گويند : خداوند در بارهء آنها حكمى كند كه دليل دورى آنها از حق و صواب باشد تا كيفر ارتكاب معصيت را ببينند ، از اينرو آنها گرفتار بيابان شدند .
2 - سؤال موسى اين بود كه خداوند در آخرت ميان ايشان و قومش جدايى افكند و آن را در آخرت در دوزخ و موسى و برادرش در بهشت باشند . بديهى است كه اگر هلاك آنها را از خدا خواسته بود ، هلاك مىشدند . اين قول از جبايى است .
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ
: خداوند متعال به موسى فرمود بنا بر اين سرزمين مقدس بر آنها حرام خواهد بود . در بارهء كيفيت تحريم دو قول است :
1 - منظور اين است كه آنها از آن سرزمين ممنوعند . چنان كه امرء القيس گويد :
جالت لتصرعينى فقلت لها اقصرى * انى امرء صرعى عليك حرام
اين شعر را در وصف مركب خود گويد و منظورش اين است كه او سوار است و مركب قدرت اينكه او را بر زمين افكند ندارد و لو اينكه توسنى كند .
2 - ابو على جبايى گويد : منظور حرمت شرعى است . لكن قول اول ظاهرتر است . بلخى گويد : ممكن است آنها مامور شده باشند كه در آن بيابان گردش كنند .
أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ
: آنها به مدت چهل سال در مسافتى به طول شش فرسخ كه ميان سرزمين مقدس و آن بيابان بود ، حيران ماندند ، اين معنى از ربيع است حسن و مجاهد گويند : آنها شب را بصبح و روز را به شب مىرساندند ، بدون اينكه بدانند كجا هستند . بيشتر مفسران گويند موسى و هارون نيز در آن بيابان با ايشان