بيان آيهء 27
لغت
قربان : نزديك شدن برحمت حق بوسيلهء كارهاى نيكو . اين كلمه از « قرب » است مثل « فرقان » از « فرق » و شكر ان از شكر و كفران از كفر . قرابين ملك ، يعنى همنشينان نزديك او .
اعراب
إِذْ قَرَّبا
: متعلق است به « نبا » يعنى « خبرا بنى آدم و ما جرى منهما حين قربا » . كلمة « قربا » نيز يعنى « قرب كل واحد منهما » فعل را مثنّى و « قربان » را مفرد آورده ، زيرا دلالت دارد بر اينكه هر يك از آنها قربانى تقديم داشتند . برخى گفتهاند : قربان ، اسم جنس است و صلاحيت دارد كه بر يكى و بيشتر از يكى اطلاق شود . علاوه بر اينكه اين كلمه مصدر است .
مقصود
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ
: خطاب به پيامبر گرامى اسلام است كه سرگذشت دو پسر آدم را به حق و راستى براى مردم بازگو كند . به اجماع همهء مفسران - بجز حسن - آنان فرزندان صلبى آدم بودند . لكن حسن گويد : آنها دو تن از بنى اسرائيل بودهاند .
إِذْ قَرَّبا قُرْباناً
: هنگامى كه كارى انجام دادند كه بوسيلهء آن بدرگاه خداوند متعال ، تقرب پيدا كنند .
فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
: قبول طاعت ، عبارت است از ايجاب ثواب ، در برابر آن . گويند : علامت قبول طاعت ، آتشى بود كه ظاهر شده ، پذيرفته را فرا مىگرفت و مردود را رها مىكرد . مجاهد گويد : آتشى بود كه مردود را مىسوزانيد