« وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ »
( بقره 221 و آيهء
« وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ »
( ممتحنه 10 ) نسخ شده است :
إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
: ابن عباس و . . . گويند : يعنى وظيفه داريد كه در مقابل تمتعات جنسى كه از ايشان مىبريد ، مهر ايشان را بپردازيد .
مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ
: حال آنكه پاكدامنى پيشه كرده ، از زنا خوددارى كنيد .
وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ
: و نيز با آنها براى زنا دوستى پنهانى نداشته باشيد . در بارهء « احصان ، سفاح و اخدان » در سوره نساء بحث شد .
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ
: كسى كه منكر توحيد و عدل خدا و نبوت پيامبر شود ، عملى كه به منظور تقرب خداوند بجاى مىآورد ، بر باد مىدهد . حبط اعمال اين است كه پاداشى بدنبال نداشته باشد .
وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
: چنين كسى را در آخرت از هلاك شوندگان است .
برخى گفتهاند : مقصود از
« وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ . . . »
اهل كتاب است . يعنى اگر اينها از ايمان آوردن ، خوددارى كنند و ايمان نياورند ، عملشان بى ارزش مىشود .
بنا بر اين جملهء
« فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ »
دلالت دارد بر اينكه « زايل شدن و حبط عمل » مستلزم اينكه ثوابى ثابت باشد تا زايل گردد ، نيست ، زيرا كافر را عملى نيست كه ثوابى بر آن استحقاق داشته باشد . عمل او ظاهرى است و اگر كفر مانع نبود . استحقاق ثواب داشت . از اين معنى خداوند به « حبط عمل » تعبير كرد و همين است معناى حقيقى آن .