هر كه مرا و مادرم را دشنام گويد ، لعنت كن . خداوند دعاى عيسى را مستجاب كرد و آنها را به شكل خوك در آورد !
وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ
: ديگر اينكه ادعا مىكردند :
عيسى بن مريم را آنان كشتهاند . كلمهء
« رَسُولَ اللَّهِ »
نه از گفتار ايشان است ، زيرا اگر برسالت اقرار مىكردند ، او را نمىكشتند . اگر هم از گفتار ايشان است ، يعنى :
« عيسى بن مريم كه به گمان خود رسول خدا بود » .
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
: در حالى كه آنان عيسى را نكشته و بدار نياويخته بودند ، بلكه بر آنها مشتبه شده بود .
چگونه عيسى بر آنها مشتبه شد ؟
ابن عباس روايت كند كه : چون خداوند كسانى را - كه بعيسى و مادرش دشنام داده بودند - مسخ كرد ، يهودا كه رئيس يهوديان بود مطلع شد و ترسيد كه عيسى در بارهء خودش نيز دعا كند ، از اينرو يهوديان را گرد آورد و آنها را بر قتل عيسى هماهنگ ساخت . خداوند ، جبرئيل را به يارى وى فرستاد . چنان كه قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ »
( سوره بقره 87 يعنى ما عيسى را به روح القدس تاييد كرديم ) يهوديان اطراف عيسى را محاصره و آغاز پرسش كردند . عيسى فرمود : خداوند شما يهوديان را دشمن مىدارد . در اين وقت بعزم كشتن ، به او حملهور شدند ، لكن جبرئيل او را وارد پناهگاهى كرد كه در سقف آن روزنهاى بود و از آنجا او را به آسمان برد .
يهودا يكى از همدستان خود - طيطانوس - را مأمور كرد كه داخل پناهگاه گردد و عيسى را خارج گرداند ، لكن عيسى را در آنجا نيافت و مدتى متحير بماند . آنها گمان مىكردند كه وى در آنجا مشغول جنگ با حضرت عيسى است . خداوند او را به شباهت عيسى در آورد و چون خارج شد او را بجاى عيسى بدار آويختند و بكشتند .
برخى گفتهاند : او از لحاظ صورت ، شبيه عيسى شده بود ، لكن از لحاظ بدنى به او شباهت نداشت ، برخى گفتند : صورت ، همان صورت عيسى و جسد ، جسد طيطانوس است . برخى گفتند : اگر اين طيطانوس است ، عيسى كجاست و اگر عيسى است طيطانوس