تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
براى كشتن عيسى رهنمون گرديد . پس از اين جنايت ، وى نادم شد و خودكشى كرد . بعضى از مسيحيان گويند : وى همان بود كه بر يهوديان مشتبه گرديد و به جاى عيسى بدار آويخته شد ، در حالى كه مىگفت : من عيسى نيستم . من همان كسى هستم كه شما را راهنما شدم ! سدى گويد : آنها عيسى را با ده تن ، زندانى كردند . يكى از آنان داخل زندان شد و خداوند او را به شكل عيسى در آورد آنها او را كشتند و عيسى به آسمان رفت .
وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ
: جبايى گويد : يعنى عوام يهود ، در بارهء او دچار شك و اختلاف شدند ، زيرا علماى ايشان مىدانستند كه عيسى كشته نشده است . برخى گفته‌اند : منظور اين است كه : جماعتى در بارهء عيسى اختلاف كردند - برخى گفتند : او را كشتيم و برخى گفتند : نكشتيم .
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ
: آنان در بارهء كسى كه او را كشته بودند ، يقين نداشتند تنها به صرف گمان او را بقتل رسانيده بودند . و گمان مىكردند عيسى را كشته‌اند . علت اينكه براى آنها ترديد پيدا شد ، اين بود كه شمارهء كسانى كه در خانه بودند ، مىدانستند . هنگامى كه وارد خانه شدند ، يكى از آنها را نديدند و عيسى بر ايشان مشتبه شد ، از اينرو يكى از آنان را باحتمال اينكه عيسى است ، بقتل رسانيدند . اين مطلب بنا بر عقيدهء كسانى صحيح است كه گويند : همراهان عيسى در موقع آمدن يهوديان متفرق نشده بودند . لكن كسانى كه مىگويند : در آن موقع ، آنها متفرق شده بودند ، مىگويند منشا اختلاف و اشتباه يهوديان اين بود كه شخصى كه باقى مانده بود و بقتل رسانيدند ، نمىدانستند عيسى بود يا ديگرى ! حسن گويد : يعنى آنان در بارهء عيسى اختلاف كردند . گاهى مىگفتند : او بندهء خداست و گاهى مىگفتند : او پسر خداست ! و گاهى مىگفتند : خداست ! ! زجاج گويد : معناى اختلاف مسيحيان اين است كه : دسته‌اى مىگفتند : او خداست و مقتول نيست و دسته‌اى مىگفتند : خدا نيست و كشته شد .
وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً
: در بارهء اين ضمير ( ه ) اختلاف است . برخى گويند : مرجع آن
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 134 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى