« ظن » است . يعنى بطور يقين ، گمان خود را و آنچه احتمال مىدادند ، نكشتند . اين معنى از ابن عباس و جويبر است و خلاصهء آن اين است كه آنها به گمان خود عيسى را كشته بودند ، حال آنكه بطور يقين ديگرى را كشته بودند . برخى گويند : مرجع ضمير عيسى است . يعنى يقيناً و محققاً عيسى را نكشتند . حسن گويد : مقصود خداوند متعال اين است كه كشتن عيسى را بطور تحقيق و يقين ، انكار كند .
بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ
: بلكه خداوند عيسى را بسوى خود بالا برد و آنها او را نكشته و بدار نزده بودند . تفسير اين جمله را در سورهء آل عمران ، ذيل آيهء :
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ »
( آيه 55 ) بيان كردهايم
وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
: خداوند همواره از دشمنان خود انتقام گرفته و در كارها و تقديرات خود حكيم است . بنا بر اين كسانى كه از محمد ( ص ) مىخواستند كه كتابى از آسمان بر ايشان نازل كند ، از عقوبت او بترسند ، چنان كه اين عقوبت دامنگير پيشينيان هم گرديد . اين معنى از ابن عباس است .
قدرت خداوند
اين كه در تفسير آيه گفتيم : خداوند ديگرى را شبيه عيسى گردانيد ، از چيزهايى است كه براى خداوند مقدور است و همهء مسلمانان در بارهء آن اتفاق دارند .
اين موضوع اگر چه خلاف عادت است ، لكن جايز است كه خداوند به منظور سختى محنت و دشوارى تكليف ، آن را انجام دهد و خود يكى از معجزات حضرت عيسى باشد . در روايت است كه جبرييل به صورت دحيهء كلبى بر پيامبر نازل مىشد .
اشكال همهء يهوديان و مسيحيان جهان ، اتفاق دارند بر اينكه عيسى ، مقتول و بدار آويخته شد . چگونه ممكن است كه همهء آنها از مطلبى بر خلاف واقع خبر دهند و قضيه خلاف گفتهء آنها باشد ؟ و اگر چنين امرى ممكن است ، چگونه مىتوان به خبرى اطمينان پيدا كرد ؟ !