68 و هنگامى كه مىبينى كسانى كه در آيات ما خوض مىكنند و به ياد مسخره و استهزاء مىگيرند ، از آنها اعراض كن تا به سخنى ديگر بپردازند ) .
دلالت آيه
اين آيه دلالت دارد بر اينكه : همنشينى با كفار ، هنگامى كه بآيات خدا كفر بورزند و دين را مورد مسخره قرار دهند ، حرام است و هنگامى كه كارى بدين نداشته ، به مطالب و امور ديگرى بپردازند ، مباح است . لكن از حسن روايت شده است كه اين اباحه ، بوسيلهء آيهء شريفهء :
« فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
( سوره انعام 68 يعنى پس از ياد آورى با مردم ستمكار ، منشين ) نسخ شده است .
إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ
: هر گاه با ايشان مجالست كنيد ، در حالى كه كارشان استهزاى آيات الهى است ، شما نيز مثل ايشان هستيد ، زيرا بر اينكه قدرت بر انكار و مخالفت داريد ، با ايشان مخالفت نمىكنيد و از رفتار آنان كراهتى نشان نمىدهيد و چون بر كفر ايشان راضى هستيد ، كافريد ، زيرا رضايت بر كفر ، خود كفر است .
دلالت ديگر آيه
همچنين آيه دلالت دارد بر اينكه : با بدون قدرت ، مخالفت با منكران ، لازم است و اگر كسى با داشتن قدرت ، اين وظيفه را ترك كند ، خطا كار و گنهكار است .
و نيز آيه دلالت دارد بر اينكه : مجالست با مردم فاسق و بدعت گذار ، از هر كيشى كه باشند ، حرام است . گروهى از اهل تفسير ، اين مطلب را بيان داشتهاند و عبد اللَّه بن مسعود و ابراهيم و ابروابل نيز بر همين عقيدهاند ابراهيم گويد : از همين جهت است كه : هر گاه انسان در مجلسى سخن گويد و اهل مجلس او را تكذيب كرده ، مورد استهزا قرار دهند خداوند بر ايشان غضب مىكند . عمر بن عبد العزيز نيز چنين گفته است و در روايت است كه وى مردى را كه روزه دار بود و با مردى باده گسار ، مجالست كرده بود ، تازيانه زد . عياشى از امام هشتم ( ع ) در تفسير اين آيه روايت كرده است كه « هر گاه بشنويد كه حق مورد انكار و تكذيب قرار مىگيرد و اهل مجلس به اين كار سر گرم هستند ، از آن مجلس برخيزيد ، از ابن عباس روايت شده است كه : خداوند ، در اين