تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
حالت چهار همسرى . كسانى كه بدل گرفته‌اند مىگويند : ذكر واو عطف براى اين است كه دلالت كند بر اين كه : سه همسر بدل از دو همسر و چهار همسر بدل از سه همسر . حال آنكه اگر بجاى واو « او » آمده بود ، كسى كه دو همسر داشت نمىتوانست سه همسر و كسى كه سه همسر داشت ، نمىتوانست چهار همسر اختيار كند . نحلة : مفعول لاجله نفسا : تميز نسبت . اين كلمه در اينجا به معناى جنس است و به همين جهت ، جمع نيامده است . مثل :
بها جيف الحسرى فاما عظامها * فبيض و اما جلدها فصليب
يعنى . در آنجا مردهايى هستند كه استخوانشان سفيد و پوستشان متلاشى شده است . در اينجا شاعر « جلدها » گفته ، نه « جلودها » با اينكه مقصود معناى جمع است . علت اين است كه « جلد » به معناى جنسى استعمال شده . در آيهء شريفه ، اگر « انفساً » هم گفته بود روا بود . اين موضوع در آيهء
« بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا »
( سوره كهف 103 ) رعايت نشده ، تا عمل هر كس به خود او نسبت پيدا كند نه اينكه : يك عمل ، به همهء آنان .
عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ
: « من » براى بيان جنس است نه براى تبعيض ، زيرا اگر زن همهء مهر خود را هم ببخشد ، جايز است .
هَنِيئاً مَرِيئاً
: حال .

شان نزول و نظم

در سبب نزول آيه و كيفيت نظم آن اقوالى است : 1 - اين آيه در بارهء دختر يتيمى نازل شد كه سرپرستش بمال و جمال او چشم دوخته بود و تصميم داشت بدون دادن مهر با او ازدواج كند . از اين رو خداوند دستور داد كه با دختران يتيم ازدواج نكنند مگر اينكه نسبت به آنها عادلانه رفتار كنند و مهر آنها را مطابق شؤونشان بپردازند يا اينكه با زنان ديگر ازدواج كنند و گرفتن زنان متعدد ، تا چهار زن در صورت رعايت عدالت ، براى آنها