يعنى : شما را دو تا دو تا و يكى يكى كشتم و مره را مانند ديروز كه پشت كرده است ، ترك كردم .
عول ، ستم و انحراف . « عول فرايض » هنگامى است كه سهام كم آيد و نقص بر آنها وارد شود . ابو طالب گويد : « به ميزان قسط وزنه غير عائل » يعنى : با ميزان عدل كه وزن آن ستمكارانه نيست . فعل اين كلمه : « عال يعول » است و « عال يعيل » مصدر آن « عيله » به معناى احتياج است . شاعر گويد :
فما يدرى الفقير متى غناه * و ما يدرى الغنى متى يعيل
يعنى : فقير نمىداند كه كى غنى مىشود و غنى نمىداند كه كى محتاج مىشود .
برخى گفتهاند : « الا تعولوا » يعنى « كه احتياج پيدا نكنند » لكن اشتباه رفتهاند برخى هم گفتهاند : يعنى « نانخورهاى شما زياد نشوند » اين هم اشتباه است زيرا اين معنى با « الا تعيلوا » مناسب است كه اسم فاعل آن « معيل » مىآيد .
صداق و صداق و صدقه و صدقه : مهر نحله : بخشش .
زنبور عسل را « نحل » گويند ، زيرا خداوند بوسيلهء او بمردم عسل مىبخشند .
هنيئى : گوارا مريء : شفا بخش
اعراب
ما طابَ
: فراء گويد « ما » مصدرى است يعنى « الطيب » از مجاهد روايت شده است : « فانكحوا النساء نكاحاً طيباً » مبرد گويد : « ما » به معناى جنس است و برخى گفتهاند : به معناى مبهم است ، زيرا موقعيت ، با ابهام تناسب دارد .
مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
: بدل از « ما طاب » و منصوب هستند . اين كلمات ، غير منصرف هستند ، زيرا از نه علت عدم انصراف ، عدول و صفت ، در آنها وجود دارند ، ابو على گويد : كلمات مذكور براى
« ما طابَ لَكُمْ »
حال هستند و منظور اين است كه نكاح بايد در يكى از اين حالات باشد : حالت دو همسرى ، حالت سه همسرى و