است كه مىگفتند نسخ حكم شريعت بدان معنى است كه خدا رأى و انديشهء خود را عوض كرده است ، تعريفى براى بداء آورده كه آن را كاملا از نسخ متمايز مىسازد . بنابراين تعريف ، بداء به معنى تغيير رأى واقعى خدا است كه به صورت ضمنى منكر امكان آن است . مىگويد :
« نسخ در فقه بالضّروره مستلزم تغيير رأى ( بداء ) نيست كه جهودان مدّعى آنند ، چه بداء مشروط به سه شرط است : [ 1 ] آنچه امر به انجام دادن آن شده مشابه آن باشد كه نهى شده است ، [ 2 ] اينكه تشريفات و زمان همان باشد كه بود ، [ 3 ] آنكه شخصى كه تكليف بر او تحميل شده همان شخص باشد .
وقتى همهء اين شرايط وجود پيدا كند ، بداء صورت تحقّق پيدا كرده است .
ولى نسخ با آن تفاوت دارد ، چه فعلى كه به انجام دادن آن حكم صادر شده جز فعلى است كه نهى شده است . پس مراعات روز شنبه كه در زمان حضرت موسى امر به آن شده بود ، چيزى جز آن چيزى است كه نهى آن در زمان پيغمبر ما شامل آن مىشد . و چون اين دو فعل با يكديگر متفاوتند ، شرط لازم براى بداء تمام نبوده است » « 1 » .
اين آخرين مرحله در تكامل مفهومى بود كه مدّتهاى دراز با انديشهء امامت پيوستگى داشت . مفيد و بيش از او ابن بابويه چنان احساس مىكردند كه دفاع از كلمهء بداء واجب و ضرورى است ، و لو اينكه آن را از معنى نخستين آن دور كنند . سيّد مرتضى در دومين راه حلّ خود ، انديشه و كلمه هر دو را رد كرده است .
نتيجه
بر شمردن اختلافات ميان مفيد و مرتضى كه در اين فصل صورت گرفت « 2 » ، نبايد
هامش
( 1 ) - « مجموعه » ، ص 83 - 82 .
( 2 ) - قطب الدين ابو الحسين سعيد بن هبة اللّه راوندى ( متوفى در 853 / 1177 ) كه دشمنانه به خردهگيرى از علم كلام پرداخته ، به 95 مورد اختلاف ميان مفيد و مرتضى اشاره كرده و گفته است كه اگر مىخواست مىتوانست از اين هم پيشتر برود . رجوع كنيد به اقبال ، ص 77 .