در « رسالة الاعتقادات » خود ، آنجا كه به بحث دربارهء آفرينش انسان پرداخته ، چنين گفته است :
« اعتقاد ما دربارهء افعال آدمى اين است كه آنها خلق تقديرى دارند و از پيش معيّن شدهاند نه خلق تكوينى . بدان معنى كه خدا از مقادير آنها آگاه است » « 1 » .
اين كوششى براى ملايم كردن آموزهء جبريگرى با ناميدن آن به نام آگاهى و علم و تمايز گذاشتن ميان آن و ايجاد فعلى و عملى افعال است . ولى آگاهى قبلى از مقادير افعال هنوز براى آن كافى است كه ابن بابويه را در اردوگاه جبرى مذهبان نگاه دارد ، چه اگر حدود و اندازههاى ( مقادير ) افعال از پيش تعيين شده باشد ، در آن صورت « علم » خدا در طرح ابن بابويه نيز تعيين كنندهء افعال خواهد بود . مفيد بر سر همين مسأله به شدّت بر ابن بابويه خرده گرفته است . به گفتهء وى علم ، به معنى واقعى كلمه ، يك چيز است و تقدير چيزى ديگر . وى مىگويد :
« روايت دوم از آل محمّد ( ص ) آن است كه افعال آدمى به وسيلهء خدا آفريده نمىشود . و آنچه ابو جعفر گفته نتيجهء روايتى عليل است كه سلسلهء راويان آن مورد قبول نيست . روايت حقيقى مخالف آن را مىگويد .
و در زبان عربى چنين چيزى دانسته نيست كه دانستن و شناختن ( معرفت ) چيزى همان آفريدن آن باشد . اگر چنان مىبود كه مخالفان حق ادّعا مىكنند ، آن وقت هر كس كه پيغمبر را مىشناخت ، بالضّروره مىبايستى آفرينندهء او باشد ! و هر كس چيزى را بشناسد كه خدا ساخته و اين مطلب را از صميم جان قبول داشته باشد ، هرآينه بايد آفرينندهء آن چيز باشد . اين نامعقول و بىمعنى است . خطا بودن آن بر هيچ يك از پيروان امامان پوشيده نيست ، تا چه رسد به خود امامان !
هامش
( 1 ) - « رساله » ، ص 69 ، ف 32 - 31 .