مؤمنى كه عصيان كرده نيازمند يارى است . از خوشبختى مؤمن امامى ، امامان مأمور آنند كه اعمال او را در مقابل آنچه شايستگى دارد توزين كنند .
« صراط پلى ميان بهشت و دوزخ است كه قدمهاى مؤمنان بر آن استوار است و قدمهاى كفّار بر آن مىلغزد و از همانجا به دوزخ فرو مىافتد » « 1 » . توضيحى كه مفيد در اينجا مىدهد لفظى است و دربارهء ايمان تأكيد مىكند و هيچ سخنى از كارهاى خوب و بد نمىگويد .
عبد الجبّار بر آن است كه ميزان بايد به معنى لفظى و حقيقى آن گرفته شود نه به معنى مجازى . وى مىگويد كه خدا مىتواند نور را نشانهاى براى طاعت و ظلمت را نشانهاى براى معصيت قرار دهد ، و سپس نور را در يكى از دو كفهء ترازو و ظلمت را در كفهء ديگر بگذارد . . . يا مىتواند طاعات و معاصى را در اوراقى ثبت كند و اوراق طاعت را در يك كفه و اوراق معاصى را در كفهء ديگر قرار دهد « 2 » .
عبد الجبّار گفته است كه رسيدن به حساب بنده از طرف خدا ، عبارت از آن است كه « در قلب او علمى ضرورى پديد مىآورد كه استحقاق فلان مقدار پاداش و فلان مقدار كيفر دارد » « 3 » . توجّه عمدهء عبد الجبّار در اينجا بيان اين مطلب است كه چنين حسابرسى ممكن است در ظرف مدّت يك آن صورت گيرد ، و اينكه خدا به گفتهء قرآن « سريع الحساب » است اثبات شود . توضيح عبد الجبّار در اينجا بدان منظور است كه روايات را از آنكه به صورت مجاز و استعاره مورد تفسير قرار گيرند برهاند . تفاوت آشكارى كه ميان توضيح او و توضيح شيعيان ديده مىشود ، آن است كه عبد الجبّار به مسئلهء شفاعت اشارهاى نكرده است .
صراط نيز در نوشتهء عبد الجبّار به معناى لفظى آن گرفته شده است . با اين همه
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 51 .
( 2 ) - شرح ، ص 735 .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 736 .