كه شخص مرده در دنيا داشت انجام مىدهد ، و آن شخص تا زمانى كه صور اسرافيل در روز قيامت دميده شود ، در بهشت يا در جايگاه عذاب خواهد ماند « 1 » .
عبد الجبّار مىگويد كه اين تهمت كه معتزله عذاب قبر را منكرند ، از سعايتى است كه ابن راوندى در حقّ آنان كرده و تنها مؤيّدش براى اين ادّعا چيزى بوده كه از ضرار بن عمر و نقل شده است كه نخست از معتزله بود و سپس به مجبّره پيوست « 2 » . ولى به علّت طرز تصوّرى كه عبد الجبّار نسبت به ماهيّت و ذات انسان داشته ، از زمان اين عذاب به يقين آگاه نبوده و آن را ميان دو نفخهء صور در روز جزا مىدانسته است « 3 » . خدا بايد براى عذاب دادن يك انسان او را زنده كند ، و مقصود عبد الجبّار از « انسان » همان تن او است . بالاخره ، در صورتى كه عبد الجبّار با قرار دادن عذاب قبر در روز قيامت از احاديث مفيد دور تر است ، در اينكه عذاب در خود قبر واقع مىشود نزديكتر است ، طرز تصور مفيد از انسان او را بر آن داشت كه عذاب قبر را در برزخ بداند . در نظر عبد الجبّار برزخ يك مكان نيست ، بلكه يك « شىء بزرگ و خوفناك » و مترادف با خود « عذاب » است « 4 » . عبد الجبّار از دو فرشتهء به نام مبشّر و بشير و وظيفهء خوب آنان نسبت به مؤمنان چيزى نگفته است .
رؤيت پيامبر ( ص ) و فرشتگان در هنگام مرگ
مفيد احاديث مشعر بر اين را كه محتضر محمّد ( ص ) و على ( ع ) را مىبيند ، به شناخت عقلى توجيه كردهاند و معنى رؤيت بصرى به آن نداده است . آنچه او به صورت عقلانى مىبيند « ثمرهء ولايت و دوست داشتن يا مشكوك بودن نسبت به ايشان است » « 5 » .
هامش
( 1 ) - همان جا .
( 2 ) - شرح ، ص 730 .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 732 .
( 4 ) - همان جا .
( 5 ) - اوائل ، ص 47 .