كه دشمنان على ( ع ) عملا شورش خود را نامشروع مىدانستند . بنا بر راه حلّ مفيد در اين مورد ، ايمان هنوز كلا عقلى و متمايز از عمل است .
از سرنوشت قاتل با ايمانى كه مجال توبه كردن پيش از مرگ پيدا نكند ، در فصل آينده سخن خواهيم گفت . در آنجا خواهيم ديد كه مسأله در اين نيست كه آيا او آمرزيده خواهد شد يا نه ، بلكه در اين است كه آيا يكباره بخشيده خواهد شد يا اينكه مدّتى عذاب مىبيند و سپس مورد عفو قرار مىگيرد .
نتيجه
در اين فصل ديديم كه وضع شيخ مفيد در مسئلهء « اسماء و احكام » مشتركات فراوانى با اعتقاد مرجئه داشت : تأكيد بر معرفت در ايمان ، تمايز ميان اسلام و ايمان ، و انكار اين امر ( كه در فصل بعد به آن خواهيم پرداخت ) كه مؤمن مرتكب گناه كبيره در آتش مخلّد خواهد شد . ولى اتّحاد شيعى - مرجئى محتمل به نظر نمىرسد ، چه شيعيان از آغاز نسبت به مرجئه از آن جهت كه حاضر نبودند على ( ع ) را برتر از دشمنان بدانند ، نفرت داشتند « 1 » . و نيز نمىتوان گفت كه شيخ مفيد در اين خصوص از متكلّمان معروف قدرى - مرجئى الهام گرفته بوده است ، چه اين قدريان همچون معتزله آمادهء آن بودند
هامش
( 1 ) - براى دشمنى شيعه نسبت به مرجئه ، مثلا ، رجوع كنيد به گ . فانفلوتن ، « ارجاء » ، مجلهء آلمانى تاريخ شرق ، چهل و پنجم ( 1891 ) ، 166 و بعد ؛G . Van Vloten « Ibdja » , Z . D . M . G .و م . باربيه دو مينار ، « سيد حميرى » ، مجله آسيايى دوره هفتم ، چهارم ( 1874 ) ، 220 .M . Barbier de Meynard , « Le Seid Himyarite , » yournal Asiatique .