سرچشمهء نظريّهء معمّر هر چه بوده ، بايد گفت كه شباهت ميان نگرش او و شيخ مفيد توسّط فخر الدّين رازى مورد تأييد قرار گرفته است . رازى ، در تفسير آيهء «
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ، قُلِ : الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
- و از تو دربارهء روح مىپرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است » « 1 » از سه گونه رأى دربارهء انسان سخن مىگويد . به گفتهء وى ، اغلب متكلّمان بر آنند كه « انسان » تعبيرى است براى بدن حسّاسى كه به صورتى خاص ساخته شده است « 2 » . رأى دوم ماهيّت انسان را در عرضى حلول كردهء در تن مىداند . رازى در زير اين عنوان ، هم نظريّهء اغلب اطبّا و ابو الحسين بصرى معتزلى را قرار مىدهد كه بنابر آن انسان نتيجهء تركيب خاصّى از چهار عنصر است ، و هم نظريّهء اكثريّت معتزله را مبنى بر اينكه انسان بدنى است كه داراى عرضهاى زندگى و علم و قدرت است « 3 » .
رأى سوم كه رازى آن را ترجيح مىنهد ، اين است كه انسان « موجودى است كه جسم نيست و جسميّت ندارد » « 4 » . به گفتهء وى اين اعتقاد اغلب فيلسوفان خداپرست است كه معتقد به بقاى نفس پس از مرگند ، و براى نفس است كه به رستاخيز روحانى و ثواب و عقاب روحانى قائلند . و نيز گفته است كه اعتقاد بسيارى از مسلمانان دانشمند همچون غزالى و معمّر و شيخ مفيد و گروهى از كرّاميّه چنين است « 5 » . سپس طرفداران اين نظر را
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء بنى اسرائيل ، آيهء 85 .
( 2 ) - فخر الدين الرازى ، التفسير الكبير ( قاهره : النهضة المصرية ، 62 - 1934 ) ، بيست و يكم ، 40 . نيز رجوع كنيد به د . ب . مكدونالد ، « گسترش انديشهء روح در اسلام در مجلهء « جهان اسلام » ، بيست و دوم ( 1932 ) ، 61 - 158 .D . B . Macdonald , « The Development of the Idea of Spirit in Islam , » Moslim World .( 3 ) - رازى ، تفسير ، بيست و يكم ، 44 .
( 4 ) - همان منبع ، ص 45 . ولى رازى در « معالم اصول الدين » خود كه در حاشيهء محصل او ، ص 117 به بعد چاپ شده ، به صورت قطعى رأى فلاسفه را كه نفس جوهرى غير جسمانى است ، رد كرده است .
( 5 ) - رازى ، تفسير ، بيست و يكم ، 45 .