يك دانهء خردل مىتواند با نيروى واردشدهء توسّط يك فيل برابرى كند ، و بالعكس .
وى اشاره مىكند كه وضوح مخالف آن تنها جنبهء تجربى دارد نه ضرورى . به دنبال آن چنين مىگويند :
« بنابراين بعضى از متكلّمان توانستهاند به اين نظر معتقد شوند كه اين اختراعات خود به خودى ( مبتدئات ) است ، نه آنكه بالضّروره توسط نيرويى در يك جسم به وجود آمده باشد . به همين جهت شيخ ما ابو على حتّى روا مىداشت كه حركت بادهاى شديد خود به خود باشد نه اينكه از علّتى به وجود آمده باشد » « 1 » .
نتيجهاى كه از اين همه بايد گرفت ، اين است كه بغداديان و مفيد ، بيش از بصريان دربارهء جريان علّيّت مكانيكى طبيعى سختگير بودند ، در صورتى كه بصريان چنين اظهار نظر مىكردند كه خدا مىتواند مستقيما بر روى اجسام و بدون آلات مادّى عمل كند ، و گاه اين بصريان به نظريهء حركت خود به خودى در اجسام معتقد بودند .
زمين و عالم
انديشهء مفيد دربارهء زمين و جهان به پيروى از بلخى است ، و نظر اين هر دو نتيجهاى است از تعريفى كه دربارهء مكان به دست دادهاند . مفيد ، هنگام بحث دربارهء اينكه مقصودش از « عالم » چيست ، چنين گفته است :
« من مىگويم كه عالم عبارت است از آسمان و زمين و آنچه ميان آنها است ، و جواهر و اعراضى كه در آنها وجود دارد . در ميان اهل توحيد كسى را نمىشناسم كه مخالف اين نظر بوده باشد » « 2 » .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 148 ، ضمن شرح برگ ب 125 .
( 2 ) - اوائل ، ص 80 .