تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
فاصله‌اى را ميان دو جسم مشاهده كنيم ، آن فاصله بايد چيزى موجود باشد ، چه تنها چيز موجود قابل مشاهده است . بنابراين ، به جاى خلأ ، بايستى در آنجا يك ذرّهء سوم يا يك جسمى در ميان دو ذرّه قرار گرفته و سبب جدايى آنها از هم شده باشد « 1 » . در اين هر دو برهان خلأ به عنوان عدم ساده فرض شده است . اگر در استدلالها گفته شود كه اصلا چيزى ( يعنى خلأ ) ميان دو ذرّه نيست ، آن وقت لازم است كه دو ذرّه به يكديگر متّصل باشد . و ظاهرا همين رشتهء استدلال مفيد را به آنجا رساند كه بگويد اگر در آنجا خلأ مىبود ، ديگر تفاوتى ميان ذرّه‌ها و اجسام پيوسته و ناپيوسته وجود نمىداشت .

بقاء ذرّه‌ها

شيخ مفيد منكر آن است كه خدا به صورت پيوسته جهان و اجسام را در هر آن تجديد آفرينش مىكند . گفتهء وى چنين است : « من مىگويم كه جواهر از چيزهايى است كه بقاء و دوام بر آنها صدق مىكند و در زمانهاى بسيار موجود مىمانند . تنها با برداشته شدن بقا از آنها از جهان فانى مىشوند . بيشتر موحّدان بر اين اعتقادند . ابو القاسم بلخى نيز چنين است . جبّائى و پسرش و بنو نوبخت از اماميّه و كسانى كه بر روش ايشان مىروند ، از لحاظ دليل فانى شدن آنها با ما مخالفند . ابراهيم نظّام با همه مخالف است و چنان مىپندارد كه خدا آن به آن آفرينش را تجديد مىكند » « 2 » .
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 31 . ترجمهء عين عبارت چنين است : « هنگامى كه دو ذرهء جدا از يكديگر را مشاهده مىكنيم ، مىبايستى جدايى آنها را ادراك كنيم . و اين تنها از مشاهده كردن فضايى ميان آنها حاصل مىشود . و چيز غير موجود يا معدوم را نمىتوان ادراك كرد . و مشاهده كردن دو ذرهء جدا از هم بدون مشاهده كردن فضاى ميان آنها قابل تصور نيست . پس فضا بايد با ذرهء سومى ميان آن دو ذره اشغال شده باشد . بنابراين معلوم شد كه نمىتوان گفت خلاء وجود دارد » . ( 2 ) - اوائل ، 76 - 75 .