تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مخالف با آنند جبّائى و پسرش و گروهى از متكلّمان نادان اصحاب حديث ( الحشويّة ) و اهل جبر و تشبيه » « 1 » . دليلى كه مفيد براى محال نبودن خلأ مىآورد ( كه ديگر تفاوت گذاشتن ميان جواهر و اجسام پيوسته ( مجتمع ) و پراكنده ( متفرّق ) درست نيست ) ، در نخستين نظر معمّايى مىنمايد . ناشر كتاب وى عبارت نسخه را مغشوش دانسته و نوشته است كه مفيد ظاهرا مىخواسته است وجود خلأ را اثبات كند ، چه نتيجه‌اى كه مىگيرد اين نظر را تأييد مىكند « 2 » . با اين همه يقينى است كه قصد مفيد انكار وجود خلأ بوده است ، چه خود گفته است كه از بلخى پيروى مىكند ، و ما مىدانيم كه بلخى در مقابل جبّائى و پسرش كه معتقد به وجود خلأ بوده‌اند ، به يقين منكر وجود خلأ بوده است « 3 » . دليلى كه مفيد اقامه كرده ، ممكن است مربوط به مسائلى باشد كه در نتيجهء اعتراضات نقل‌شدهء توسط ابو رشيد پيش آمده ، و نيز به جوابهايى مربوط باشد كه بر ضدّ نظر بصريان دربارهء وجود خلأ داده شده بوده است . نخستين اعتراض مىگويد كه اگر ذرّه سومى ميان دو ذرّهء جدا از يكديگر نباشد ، آنگاه نمىتوان گفت كه اين دو ذرّه نسبت به يكديگر دور تر يا نزديكتر از هيچ دو ذرّهء ديگر جدا از يكديگرند . دليل آن اين است كه ميان آن دو چيزى وجود ندارد كه به وسيلهء آن بتوان فاصله را اندازه گرفت « 4 » . اعتراض دوم بدين صورت است كه اگر
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 81 . ( 2 ) - همان جا ، حاشيهء شمارهء 1 . ( 3 ) - بيرام ، ص 24 . دربارهء ابو هاشم رجوع كنيد به همان كتاب ، ص 29 . در بارهء بلخى رجوع كنيد به هورتن ، علم كلام اسلامى ، ص 105 ، در ضمن نقل برگ آ 28 . ( 4 ) - بيرام ، ص 30 . ترجمهء عين عبارت چنين است : « اگر دو ذره ، بدون وجود ذرهء سومى ميان آن دو ، از يكديگر جدا باشند ، ديگر چيزى مانع آن نيست كه شخص بتواند بگويد كه فضا يا مسافت اين جفت ذره كمتر از آن است كه ميان جفتى ديگر ، يا بيشتر از آن است ، يا برابر با آن . آنچه مىتوان گفت بيشتر يا كمتر يا مساوى نسبت به چيز ديگر است ، بايد چيز موجودى باشد . دليل اين آن است كه شخصى مىتواند بگويد كه فاصلهء ميان دو ذره يك ذراع يا يك بالا درازا دارد . و آنچه با يك ذراع يا يك بالا اندازه گرفته مىشود ، بايستى يك جسم موجود يا يك ذرهء موجود باشد » .