به بدى چيزهاى بد نيستند . و قصاص كردن گونهاى از عقوبت و كيفر است ، و آن كس كه غير مكلّف يا نهى نشدهء از كار زشت را كيفر دهد حكيم [ بخوانيد « بحكيم » به جاى « به حكم » ] نيست . اگر جايز مىبود كه بعضى از آنها را در مقابل آزارى كه به بعضى ديگر رساندهاند قصاص كنند ، به سبب كارهاى نيكى كه نسبت به يكديگر كردهاند نيز پاداش لازم مىآمد ، و اين همه محال است .
اين مذهب اكثريت اهل عدل است . بعضى از آنان و جمعى از جز ايشان با آن مخالفند » « 1 » .
عبد الجبّار به سادگى گفته است كه خدا بايد ، بنابر عدل خود ، به جانورانى كه كشتن آنها را فرمان داده يا مباح شمرده ، عوض دهد « 2 » .
خلاصه
مفيد كاملا با معتزله در اين امر موافقت دارد كه خدا عادل است و ستم نمىكند ، هرچند اگر مىخواست مىتوانست چنين باشد . انسان در گزينش افعال خويش و عملى كردن آنها آزاد است .
مفيد مىگويد كه اراده براى فعل خارجى ضرورت دارد و بايد مقدّم بر آن باشد ، در صورتى كه عبد الجبّار اين دو نظر را انكار مىكند . براى مفيد قدرت و استطاعت چيزى جز حالت تندرستى شخص فاعل فعل نيست ، در صورتى كه عبد الجبّار مىگويد كه قدرت ، برتر و بالاتر از تندرستى ، يك عرض است .
هر دو متكلّم در اين امر متّفقند كه يك دليل وجود رنج و درد در اين جهان آن است كه بعضى از هدفهاى سودمند خدا بدون آن نمىتواند صورت تحقّق پيدا كند . عبد الجبّار نمىخواهد چندان دور رود كه بگويد خدا نمىتواند منظورهاى خويش را بدون رنج
هامش
( 1 ) - اوائل ص 91 .
( 2 ) - المغنى ، سيزدهم ، 452 .