اضاليل
ج اضلوله ، بيراهى ( المصادر ) : اباطيل خيالات و اضاليل محالات . . . ايشان را گمراه گردانيده . ( ص 137 )
اعباء
ج عب ، بارو گرانى از هرچه باشد ( منتهى الأرب ) : نصيب او بيش از تحمّل اعباء و مشقّت و عنا باشد . ( ص 13 )
افحام
درمانيدن كسى را ( المصادر ) : مراكب نطق فصحاى زمان . . . با تأمّل و افحام گنگ گردانيد . ( ص 3 )
افشاندن
حركت دادن ، انداختن ( برهان قاطع ) : و موزه به دست چپ پيش آرد و بيفشاند .
( ص 69 )
اقتراح
چيزى را بتحكّم خواستن ( المصادر ) : با اين ضعيف . . . در آن اقتراح الحاح كردند .
( ص 2 )
امتهان
خوار و ضعيف داشتن ( المصادر ) : خود را فداى طعمهء ماهيان و لقمهء نهنگان امتهان كردند . ( ص 195 )
انبوب
لولهء آب و غيره ؛ شرب من انبوب الكوز ، يعنى از لولهء آن : از انبوب ديده بر مثال قطرات امطار گلاب اشك نام فرومىباريد . ( ص 153 )
انجيدن
ريزريز كردن ( آنندراج ) : موشى موزهء درويشى بينجيد و سوراخ سوراخ كرد . ( ص 79 )
اندرون
كنايه از باطن و ضمير ( آنندراج ) : بر آن قسمت راضى نبودند و در اندرون نهان مىداشتند . ( ص 86 )
اوزار
ج وزر ، بزه و دروغ ( مقدمة الادب ) : و شرح اوضار و اوزار رنگپوشان و مدّعيان بسيار است .
( ص 96 )
اوضار
ج و ضر ، چرك و شوخ ( لسان العرب ) : شاهد مثال و صفحهء پيشين .
ايام التّشريق
سه روز بعد از عيد قربان ؛ تشريق به معنى تقديد و منظور روزهايى است كه گوشتهاى قربانى را قورمه مىكردند . ( مختار الصحاح ) ، روز هر دو عيد و ايّام التشريق صائمان و صادقان افطار كنند . ( ص 140 )
ايقاع
هماهنگى صداها و هموزنى آنها در موسيقى ( المنجد ) : حاضران سماع چون طبعى موزون دارند و ايقاعى موزون بينند . . . ( ص 93 )
باب المزيد
در فزونى در ضبط اسرار سعى نمايد تا باب المزيد منسد نشود . ( ص 186 )
بارگير
مركب و هودج ( آنندراج ) : هر چيزى را بارگير است و مركب عمل تواضع است .
( ص 110 )
باز زدن
مانع شدن : ايشان را باززد و بانگى به هيبت بر ايشان زد . ( ص 170 )
باز شدن
وارد شدن : لاجرم محرم حرم كبريا شد و بىبار و جواز از در حضرت باز شد .