وثاقت افرادى را كه نامشان در اسناد روايات محاسن آمده بود ، پذيرفتند ، هرچند وثاقتشان در قرنهاى بعد زير سؤال رفت .
فصل پنجم به اين مىپردازد كه اگر بصائر الدرجات [ صفّار ] تاكنون در مباحث « اصول » « 1 » مذهب شيعه مفيد بوده ، اما در واقع ، مجموعهاى نيز بوده كه در قم و براى قم در موقعيت دائما متزلزل وضعيت روحى و سياسى اين دولت - شهر شيعى ، چه در موقعيت منطقهاى و چه در موقعيت محلّى ، تدوين شده است . در واقع ، تأكيد احاديث بصائر الدرجات بر توانايىها و علم شگفتانگيز و معجزهآساى ائمّه [ عليهم السّلام ] ، به ويژه آگاهى و دغدغهء خاطر ايشان نسبت به اوضاع و احوال شيعيانشان در زمانهايى كه ائمّه [ عليهم السّلام ] در ميان ايشان حضور ندارند و نيز تأكيد اين احاديث بر جايگاه خاصى كه خود شيعيان در اسلام دارند ، با وجود خطر هميشگى ، هم از جانب بغداد و هم ساير مراكز سياسى محلّى و نيز وجود چالش معنوى از جانب ساير گروههاى شيعى مانند « زيديه » و « اسماعيليه » ، فقط مىتوانست موجب دلگرمى قمىها در غمانگيزترين لحظاتشان باشد . اينكه صفّار نسبت به برقى درصد بيشترى از روايات را از قمىها و بخصوص اشعرىها نقل كرده ، نشاندهندهء افزايش روى آوردن راويان ساكن قم به نقل احاديث ائمّه [ عليهم السّلام ] است ، به ويژه آنكه اشعريان متناسب با تسلط روزافزون سياسى ، اجتماعى و اقتصادىشان بر قم ، بيشتر به نقل احاديث روى آوردند . موقعيت صفّار به عنوان فردى كه همانند برقى مولاى اشعريان است ، همچنين نشاندهندهء موافقت نخبگان قم با تحقيق او و پذيرش وثاقت افرادى است كه نامشان در اسناد [ روايات ] بصائر الدرجات آمده و اعتبارشان بعدا مورد ترديد قرار گرفته است ؛ همانگونه كه دربارهء مجموعهء برقى چنين نظرى داشتند .
هامش
( 1 ) .essences .